ترجمه :
و هنگامى كه فرستادگان ما به سوى لوط آمدند و از آمدنشان دلتنگ شد ، و گفت : امروز روز سختى است . ( 77 )
و قومش به سرعت سراغش آمدند ، در حالى كه قبلا كارهاى بد انجام مىدادند ، گفت اى قوم اينها دختران منند ، اينها براى شما پاكيزهترند ، پس از خدا بترسيد و مرا در مورد مهمانهايم رسوا نسازيد ، آيا در ميان شما يك مرد هدايت شده وجود ندارد . ( 78 )
گفتند : تو خود به خوبى مىدانى كه ما را در دخترانت رغبتى نيست ، و خوب مىدانى كه ما ، چه مىخواهيم .
( 79 )
گفت : اى كاش من بر شما قدرتى مىداشتم ، يا پناهگاه محكمى در اختيارم بود . ( 80 )
گفتند : اى لوط ، ما رسولان پروردگارت هستيم ، آنها هرگز به تو دسترسى پيدا نخواهند كرد بنا بر اين ، در دل شب خانوادهات را بيرون ببر ، و هيچ يك از شما مخالفت نكنيد ، مگر همسرت كه به او نيز خواهد رسيد آنچه به آنها رسيده است ، وعدگاه