تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
هلاكت آنها صبح است ، آيا صبح نزديك نيست ؟ ( 81 ) موقعى كه فرمان ما رسيد ، ديارشان را زير و رو كرديم و بارانى از سنگ - گلهاى متراكم - بر روى هم ، بر آنها فرود آورديم . ( 82 ) سنگهايى كه نزد پروردگارت نشان‌دار بود ، و اين عذاب از ستمكاران دور نيست . ( 83 )

تفسير :

آمدن رسولان باعث ناراحتى و دل تنگى لوط شد ، زيرا خيال مىكرد كه اينها از بنى آدمند و جمال زيبا و صورتهاى گلگون آنها را مشاهده كرد و از طرفى به زشتكارى و بدرفتارى قومش آگاه بود ، لذا بر حال رسولان الهى ترسيد .
يَوْمٌ عَصِيبٌ
؛ عصيب و عصبصب ، به معناى : « سخت » است عصبه : آن را با شدّت بست . روايت شده است كه جناب لوط جلو افتاد و فرستادگان خدا پشت سر او به سوى منزل روان شدند . او با خود مىانديشيد كه چه كنم ؟ آيا اينها را به سوى قومم ببرم در حالى كه آنها را مىشناسم ؟ بالاخره رو به سوى آنها برگرداند و گفت : شما به جانب مردمى داريد مىرويد كه بدترين خلق خدايند ، و چون خداوند به جبرئيل دستور داده بود كه آنها را هلاك نكند مگر اين كه سه مرتبه لوط بر بدى آنان گواهى دهد ، اين جا جبرئيل گفت : اين يكى ، لوط به رفتن ادامه داد و سپس بسوى آنان رو كرد سخن پيشين را تكرار كرد ، بار سوّم كه به دروازهء شهر رسيدند لوط همان سخن را گفت ، جبرئيل هم گفت : اين ، سه مرتبه ، بالأخره با لوط داخل منزلش شدند در حالى كه كسى متوجّه نشد ، همسرش كه اينها را ديد بر پشت بام بالا رفت و شروع كرد به كف زدن . وقتى ديد كه مردم نمىشنوند ، آتش روشن كرد ، مردم كه شعلهء آتش را ديدند بسرعت به سوى خانهء لوط روان شدند .
يُهْرَعُونَ
؛ آن چنان مىشتافتند كه گويى به جلو رانده مىشدند .
وَ مِنْ قَبْلُ
؛ چون اين مردم از مدّتها قبل پيوسته به كارهاى زشت اشتغال داشتند ، بدان عادت كرده و علاقه‌مند شده بودند .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 155 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى