قالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ
؛ جواب « لو » محذوف است كه تقديرش اين مىشود : لو ان لى بكم قوة لفعلت بكم و صنعت لو قويت عليكم بنفسى او أويت الى قوى امتنع به منكم ، لدفعتكم عن اضيافى . اگر بر شما قوّتى مىداشتم آن را به كار مىبردم ، اگر خودم بر شما نيرويى مىداشتم يا مىتوانستم به نيرومندى پناه ببرم كه بتوانم شما را منع كنم همانا شما را از مهمانانم باز مىداشتم . در اين آيه خداوند شخص نيرومند با عزّت را تشبيه به كوهى كرده كه سخت و محكم است ، و به همين جهت بود كه جبرئيل گفت : ركن تو محكم است : در را بگشاى و ما را با مردم واگذار . لوط در را باز كرد مردم داخل شدند ، جبرئيل بالش را به صورت آنان زد چشمهاى آنها را محو كرد و نابينايشان ساخت .
إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ
؛ فرشتگان گفتند ما براى هلاكت آنها فرستاده شديم پس غمگين مباش .
لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ
؛ هرگز نمىتوانند به تو بدى برسانند . «
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ
» همزهء فعل را بر دو وجه : قطع و وصل خواندهاند . شبانه خانوادهات را ببر . « قطع » قسمت بزرگى از شب ، چنان كه گويا شب دو نيمه شده است . «
وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ
» : هيچ كدام از شما با دستور خدا مخالفت نكند ، يا ، هيچ يك از شما به پشت سرش نگاه نكند ، امّا معناى اول بهتر است .
إِلَّا امْرَأَتَكَ
؛ با رفع و نصب ( هر دو ) خوانده شده . روايت شده است كه حضرت لوط از رسولان پرسيد : چه موقع مأمور هلاكت قوم من هستيد ؟ آنها جواب دادند :
بامدادان . لوط كه حوصلهاش بسر آمده بود گفت : كاش كه زودتر مىشد ، گفتند :
«
أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
» ؟ آيا بامداد نزديك نيست ؟
جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
: جبرئيل بالش را در زير شهر گذاشت و آن را چنان به آسمان بالا برد كه اهل آسمان پارس سگها و صداى خروس را شنيدند و سپس شهر را بر روى مردمش وارونه بر زمين افكندند و در پى آن از بالا سنگريزههايى بر روى آنها فرو انداختند . « سجّيل » معرّب :