حدّ گذراندى ، اكنون اگر راست مىگويى عذابى را كه به ما وعده مىدهى بياور . ( 32 )
گفت : آن را خداوند اگر بخواهد حتما برايتان خواهد آورد ، و شما نتوانيد از آن فرار كنيد . ( 33 )
و اگر خدا بخواهد كه شما را گمراه كند ، نصيحت من هم اگر چه بخواهم نصيحتتان كنم سودتان ندهد ، فقط او پروردگار شماست و بسوى او برگشت داده مىشويد . ( 34 )
مشركان مىگويند : « محمّد صلّى اللَّه عليه و آله » اين سخنان را بدروغ نسبت به خدا داده ، بگو : اگر من اينها را از پيش خود ساخته باشم گناهش به عهدهء من است ، امّا من از گناهان شما نمىگذرم . ( 35 )
تفسير :
اى نوح با ما محاجّه كردى و در مجادله با ما از حدّ كفايت فراتر رفتى .
فَأْتِنا بِما تَعِدُنا
؛ عذابى كه براى ما وعده دادى بياور ، زيرا ما به تو ايمان نمىآوريم .
قالَ إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ
؛ آوردن عذاب مربوط به من نيست ، اگر خدا بخواهد شتاب كند خود مىآورد .
إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ
؛ اين جمله شرط است و جزايش چيزى است كه جملهء : «
لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي
» ، بر آن دلالت مىكند ، و چون اين دالّ در حكم مدلول عليه است قبل از شرط واقع شده ، چنان كه در مثال ذيل جواب شرط به شرط ديگرى متّصل شده است : ان احسنت الى احسنت اليك ان امكننى .
معناى : «
إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ
» ؛ اين است كه وقتى خداوند بداند كه كافر ، بر كفر خود اصرار مىورزد او را به خودش وامىگذارد و وى را وادار به ايمان آوردن نمىكند ، اين امر در قرآن ، اغوا و اضلال ناميده شده ، چنان كه هر گاه شخص بخواهد به ايمان رو آورد ، و خداوند به او لطف كرده باشد ، ارشاد و هدايت ناميده مىشود .
فَعَلَيَّ إِجْرامِي
؛ اگر آنچه آنها مىگويند ، درست باشد و ثابت شود كه من اين قرآن را بدروغ به خدا نسبت مىدهم كيفر افتراء را خود مىچشم ، و در اين صورت سزاوارم كه شما از من دورى كنيد .