ترجمه :
اى قوم ! من در برابر اين دعوت از شما تقاضاى مال و ثروتى ندارم ، مزد من تنها بر خداست و من كسانى را كه ايمان آوردهاند ، طرد نمىكنم ، آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند كرد ، امّا شما را مردمى نادان مىبينم . ( 29 )
واى مردم ! چه كسى مرا از عذاب الهى نگهدارى مىكند ، اگر آنها را طرد كنم ، آيا انديشه نمىكنيد . ( 30 )
من هرگز به شما نمىگويم : خزاين الهى نزد من است و ادّعاى غيبدانى نمىكنم و نمىگويم : فرشتهام ، و دربارهء كسانى كه در نظر شما ، خوار مىآيند ، نمىگويم كه خداوند خيرى به آنها نخواهد داد ، خدا از دل آنها آگاهتر است ( زيرا اگر چنين باشم ) حتما از ستمكاران خواهم بود . ( 31 )
تفسير :
ضمير در « عليه » بر مىگردد به :
إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ
. « 1 »
إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ
؛ آنها خداى را ملاقات مىكنند و او كسانى را كه ايشان را طرد كردهاند ، كيفر و مجازات مىكند . معناى ديگر اين كه وقتى مؤمنان خداى خود را ملاقات مىكنند به آنها مزد و پاداش مىدهد ، حال اين پاداش ، يا بخاطر ايمان خالصى است كه در دل دارند و من آن را مىفهمم ، يا به عنوان اجر تهمتهايى است كه شما به آنها نسبت مىدهيد .
تَجْهَلُونَ
؛ سه معنا دربارهء آن گفتهاند :
الف : نسبت به حق و اهلش جاهليد : آنها را نمىشناسيد .
ب : مؤمنان را به سفاهت ( ساده لوحى ) نسبت مىدهيد .
ح : نسبت به ملاقات پروردگارتان جاهليد ، و به آن توجّه نداريد .
هامش
( 1 ) - آيه 25 همين سوره .