كه ايمان بياورند ، و كلمهء « قد » براى توقع و انتظار است .
فَلا تَبْتَئِسْ
؛ پس مانند شخصى مفلوك و بىنوا ، غمگين و اندوهناك مباش . شاعر عرب چنين سروده :
ما يقسم اللَّه فاقبل غير مبتئس * منه و اقعد كريما ناعم البال « 1 »
مراد از آيه اين است : بنا بر اين ، از آنچه قومت انجام دادند : تو را تكذيب كردند آزار دادند ، اندوهناك مباش ، اكنون وقت آن رسيده است كه ما براى تو از آنان انتقام بگيريم و تو را از دست ايشان نجات دهيم .
بِأَعْيُنِنا
؛ در محلّ حال است : كشتى را در حالى كه تحت نظارت و ديد ماست بساز ، گويى خداوند براى خود ، جاسوسهايى قرار داده است كه از نوح حراست كنند تا در ساختن كشتى دچار انحراف نشود .
وَ وَحْيِنا
؛ ما به تو وحى و الهام مىكنيم كه چگونه آن را بسازى . ابن عباس مىگويد : حضرت نوح نمىدانست كشتى را چطور بسازد . خدا به او وحى كرد كه ساختمان آن را مانند سينهء پرندگان قرار دهد .
وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا
؛ مرا دربارهء قومت مخوان و از من مخواه كه به سبب شفاعت تو ، عذاب را از آنها بردارم ، «
إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ
» : آنها محكوم به غرق شدن مىباشند و اين امرى ثابت است و هيچ راهى براى بازداشتن از آن وجود ندارد .
وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ
؛ حكايت حال در زمان گذشته است . «
سَخِرُوا مِنْهُ
» : حضرت نوح ، و كشتى سازى او را به مسخره مىگرفتند و ريشخند مىكردند . او ، كشتى را در دورترين نقطه از آب ، مىساخت ، مردم مىخنديدند و مىگفتند : اى نوح ؛ بعد از مدّتها كه پيغمبر بودى ، حالا نجّار شدى !
هامش
( 1 ) - آنچه كه خدا قسمت مىكند بپذير و از او غمگين مباش / و با بزرگوارى و خوش حالى به جاى خود بنشين .