به آنچه كه در آسمانها و زمين است ، و اين آيات و انذارها به كسانى كه ايمان نمىآورند مفيد نخواهد بود . ( 101 )
آيا آنها جز همانند روزهاى اقوام پيشين را انتظار مىكشند ؟ بگو : منتظر باشيد ، من نيز با شما از منتظرانم . ( 102 )
سپس ما نجات مىداديم ، فرستادگان خود و كسانى را كه به آنان ايمان مىآوردند ، و اين چنين بر ما سزاوار است كه مؤمنان را نجات دهيم . ( 103 ) .
تفسير :
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ
؛ هيچ نفسى از نفوسى كه خدا مىداند : ايمان نمىآورد
إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
؛ جز به اذن خدا نمىتواند ايمان بياورد و اذن خدا اين است كه اسباب و امكانات آن را فراهم كند ، انسان را توفيق دهد و كار را بر او آسان سازد .
وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
؛ در مقابل اذن و توفيق براى مؤمنان ، خذلان و پليدى براى اينهاست .
الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
؛ كسانى كه اصرار و لجاجت بر كفرشان دارند ، مثل :
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ
« 1 » ، علّت اين كه خذلان را خداوند رجس ناميده آن است كه خذلان سبب پليدى است .
ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ منظور وسيلههاى عبرت و نشانههاى بيدار كننده است .
وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ
؛ مراد پيامبران بيم دهنده يا خود انذارهاست .
عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ
؛ مردمى كه ايمان از آنها انتظار نمىرود « ما » مىتواند نافيه و يا استفهاميه باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - بقره / 171 .
( 2 ) - اگر نافيه باشد معنايش چنين است : آيات ، انذارها فايدهاى ندارد ، و اگر استفهامى باشد چنين است :
آيات و انذارها چه فايدهاى دارد ؟ - م .