تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

ترجمه :

بگو : اى مردم اگر در دين من شكّ داريد ، من هرگز چيزى را كه شما غير از خدا مىپرستيد نمىپرستم ، امّا خدايى را مىپرستم كه شما را مىميراند ، و من مأمورم كه از مؤمنان باشم . ( 104 ) و اين كه پيوسته روى اخلاص ، بسوى اين دين بياور ، و مبادا كه از مشركان باشى . ( 105 ) و چيزى غير از خدا را كه سودت ندهد و زيانت نرساند ، مخوان ، كه از ستمكاران خواهى بود . ( 106 ) و اگر خداوند زيانى به تو رساند ، هيچ كس جز او آن را بر طرف نسازد و اگر خيرى براى تو خواهد ، كسى نتواند فضل او را باز گرداند ، و آن را به هر يك از بندگانش بخواهد مىرساند ، و او بسى آمرزنده و مهربان است . ( 107 ) بگو : اى مردم ، حق از جانب پروردگارتان به سراغتان آمد ، پس هر كس هدايت يافت ، براى خود هدايت يافته ، و هر كه گمراه شد به زيان خود گمراه گشته ، و من نگهبان شما نيستم . ( 108 ) و آنچه را بر تو ، وحى مىشود پيروى كن ، و شكيبا باش ، تا خدا فرمان دهد ، و او بهترين حاكمان است . ( 109 )

تفسير :

إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ
؛ اگر از درستى دين من در شكيد ، دين من اين است كه : « لا اعبد » : سنگها و جماداتى را كه غير از پروردگار عالميان و معبود بر حق ، شما عبادت مىكنيد ، من عبادت نمىكنم .
وَ لكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ
؛ خدايى كه شما را مىميراند ، سزاوار است به اين كه مورد خوف و رجا واقع شود و عبادت شود .
وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ
؛ من مأمور شدم كه تصديق كنندهء به توحيد باشم .
وَ أَنْ أَقِمْ
؛ « باء » محذوف است و در تقدير « بأن أكون و بأن اقم بوده است » ، زيرا « أن » به فعل امر و نهى متّصل مىشود ، و اين را كه فعل امر عطف بر مضارع شده تشبيه به اين جمله كرده‌اند : انت الذى تفعل ؛ كه صله الّذى را بجاى غايب مخاطب آورده‌اند ،