استعمال كرده است مانند گفتهء شاعر :
جار الحمى بسط اليدين بوابل * شكرت نداه تلاعه و وهاده
« ابر سخاوتمندانه بر سرزمين حمى باريد و بر اثر بارش زياد آن ، بر تپهها و درّهها گياه روييد و گلها شكوفا شد » و مانند گفتهء لبيد :
[ و غداة ريح قد كشفت و قرة ] * قد أصبحت بيد الشمال زمامها
« چه بسا باد سرد صبحگاهان كه سرمايش را احساس كردم ، و افسارش در دست باد شمال است » .
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ
؛ در معناى اين جمله چند وجه است :
1 - مىتوان گفت مقصود نفرين يهود است به بخل و بخشندگى كم ، از اين رو آنان بخيلترين مردم بودهاند [ و هستند ] .
2 - مىتوان گفت نفرين آنهاست به بسته شدن حقيقى دستهايشان در دنيا با به اسارت در آمدن و به زنجير كشيده شدنشان در آتش با دستهاى بسته .
3 - مقصود اخبار از اين است كه يهود راه بخل را پيمودند و در رديف بخيلان قرار داده شدند .
وَ لُعِنُوا بِما قالُوا
؛ يعنى به سبب گفتارشان از رحمت خدا دور و گرفتار عذاب شدند .
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
؛ علّت اين كه در اين جا كلمهء « يد » تثنيه آورده شده اين است كه در انكار سخن يهود بليغتر و دلالت آن بر اثبات كمال جود بيشتر باشد زيرا كمال جود در اين است كه شخص سخىّ تمام آنچه را در دو دست خود دارد بذل كند .
جملهء
يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
؛ نيز تأكيدى است براى توصيف خداوند به جود و سخاوت و دلالت مىكند بر اين كه خداوند انفاق نمىكند ، مگر آنچه را حكمت و مصلحت اقتضا كند .