تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
تقدير است ، معناى آيه اين است : و نيز بر كسانى كه پيش تو آمدند و تو گفتى : تمكّنى ندارم ، ايرادى نيست .
تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ
؛ « من » براى بيان ، و جارّ و مجرور در محلّ نصب و تمييز است : تفيض دمعا : بايد توجه كرد كه تعبير به تمييز ، رساتر از فاعل است ، زيرا در تمييز معنا چنين مىشود كه گويا تمام چشمها اشك‌ريزان شده است .
أَلَّا يَجِدُوا
؛ اين جمله در محل نصب است چون مفعول له براى « حزنا » است . جملهء : رضوا ( تا آخر ) استيناف است ، گويا چنين گفته شده است : ما بالهم استأذنوا و هم اغنياء ؛ « چه شده اينها را كه مىخواهند به جنگ نروند و حال آن كه وضعشان خوب است » و در پاسخ چنين گفته است : زيرا اينها راضى شده‌اند به پستى و قرار گرفتن در جملهء معذورين از جنگ و خدا بر دلهايشان مهر زده است ، يعنى سبب استيذان آنها اين است كه به پستى راضى شده‌اند و خداوند آنها را مخذول و خوار ساخته است .