تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤

ترجمه :

سپس خداوند زاغى را فرستاد كه در زمين جستجو ( و كندوكاو ) مىكرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند . او گفت : واى بر من ! آيا من نمىتوانم مثل اين زاغ باشم و جسد برادر خود را دفن كنم ؛ و سرانجام ( از ترس رسوايى و اثر فشار و جدان از كار خود ) پشيمان شد . ( 31 )

تفسير :

روايت شده است كه چون قابيل برادر خود را كشت ، او را در بيابان رها كرد ، و نمىدانست با او چه كند ؟ تا اين كه درندگان قصد دريدن آن را نمودند ، از اين رو مدّتى جسد برادر را كه در داخل كيسه‌اى از چرم گذارده بود بر دوش مىكشيد ، تا اين كه بوى آن بلند شد و پرندگان و حيوانات درنده اطراف جسد را گرفتند . در آن هنگام ( چنان كه قرآن مىگويد ) خداوند دو زاغ را فرستاد و آنها با يكديگر جنگيدند ، تا اين كه يكى از آن دو ديگرى را كشت . آن گاه با منقار و دو پاى خود گودالى را حفر كرد و پس از آن جسد زاغ مرده را درون گودال افكند .
قالَ يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ
؛ پس قابيل از غفلت و بىخبرى خود ناراحت شد و فرياد برآورد كه اى واى بر من ! آيا من بايد ناتوان باشم از اين كه مانند اين زاغ جسد برادرم را دفن كنم ؟
لِيُرِيَهُ
؛ تا خداوند يا زاغ به او نشان دهد ، يعنى به او بياموزد ، از اين رو كه زاغ موجب شد تا قابيل از چگونگى دفن جسد برادرش آگاه شود . گويى زاغ قصد آموختن آن را به قابيل داشته است .
سَوْأَةَ
؛ به قسمتى از بدن اطلاق مىشود كه مكشوف ساختن آن جايز نيست و در اصل به معناى رسوايى است و در اين جا كنايه از عورت است .
فَأُوارِيَ
؛ جواب استفهام است .
فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ
؛ و سرانجام قابيل به خاطر خشم پدر و رنج به دوش كشيدن جسد برادر و سرگردانى و حيرتش در كار وى ، از كشتن او پشيمان شد ؛