قالُوا . . .
: لَنْ نَدْخُلَها
؛ نفى دخول آنان در آينده به عنوان تأكيد است .
أَبَداً
؛ تفسيرى است براى نفى تأكيد شده به روزگارى كه طولانى و دراز است ، و
ما دامُوا فِيها
؛ بيان براى أبدا است .
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ
؛ اين سخن آنان اهانت و كم اعتنايى آنها نسبت به خدا و رسول اوست .
قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي
؛ موسى ( ع ) گفت : پروردگارا من فقط مالك خود و برادرم هستم و قدرت يارى دين تو را ندارم . اين جمله شكايتى است كه موسى ( ع ) با اندوه و نازكدلى به خداوند مىكند . در إعراب « أخى » اقوالى ذكر شده است :
1 - ممكن است منصوب باشد به دو وجه : اوّل ، بنا بر اين كه عطف بر « نفسى » باشد . دوّم ؛ بنا بر اين كه عطف بر ياء در « إنى » باشد به اين معنا كه برادر من جز مالك خود نيست .
2 - ممكن است مرفوع باشد به دو وجه : اوّل ؛ بنا بر اين كه عطف بر محل « إن » و اسم آن باشد و گويى گفته شده : أنا لا أملك إلا نفسى و هارون كذلك لا يملك إلا نفسه .
دوّم : بنا بر اين كه عطف بر ضمير « لا أملك » باشد ، و عطف اسم ظاهر بر ضمير جايز است چون « إلا نفسى » بينشان فاصله شده است .
3 - و ممكن است مجرور باشد بنا بر عطف بودن بر ضمير در « نفسى » و اين وجه ضعيف است .
فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ
؛ يعنى با حكم خود به آنچه ما از پاداش مستحقّيم و آنچه آنها از عقاب و كيفر شايسته آنند ، ميان ما و اين قوم جدايى انداز ، و اين به معناى نفرين بر آنهاست .
قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً
؛ خداوند متعال به موسى ( ع ) فرمود
فَإِنَّها