پروردگارا ! من تنها اختيار خود و برادرم را دارم ؛ ميان من و اين جمعيّت گنهكار جدايى بيفكن ! ( 25 )
خداوند ( به موسى ) فرمود : اين سرزمين تا چهل سال بر آنها ممنوع است ( و به آن نخواهند رسيد ) پيوسته در زمين سرگردان خواهند بود و دربارهء ( سرنوشت ) اين جمعيّت گنهكار غمگين مباش . ( 26 )
تفسير :
آن دو مرد كالب و يوشع بودند ؛ يعنى دو تن كه از خدا مىترسيدند ، و گويى گفته شده : دو مرد از پرهيزگاران بودند . برخى گفتهاند : « واو » در « يخافون » براى بنى اسرائيل است يعنى دو تن از ستمگران كه بنى اسرائيل از آنان مىترسيدند ، و بر دين موسى بودند هنگامى كه خبر موسى ( ع ) به آنان رسيد نزد او رفتند و از او پيروى كردند .
أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا
؛ خداوند نعمت ايمان را به آن دو بخشيد .
سعيد بن جبير « يخافون » را به ضم يا ( يخافون ) قرائت كرده است . كالب و يوشع به پيروان خود گفتند : « عمالقه » « 1 » مردمان تنومندى هستند كه دليرى و بىباكى در آنها نيست پس بيمى به دل راه ندهيد و به طرف آنان پيشروى كنيد ، البته شما بر آنها پيروز خواهيد شد .
و مىتوان گفت
أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا
؛ در محل رفع است به عنوان اين كه صفت براى « رجلان » باشد ، و نيز مىتوان گفت جمله معترضهاى است كه محلى از اعراب ندارد .
ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ
؛ يعنى وارد دروازهء شهر آنان شويد .
هامش
( 1 ) - جمعيّتى از نژاد سامى بودند كه در شمال شبه جزيرهء عربستان نزديك صحراى سينا زندگى مىكردند ، آنها به مصر حمله كردند و مدتها آن را در اختيار داشتند و حكومت آنها در حدود 500 سال طول كشيد ( دايرة المعارف فريد وجدى ، ج 6 ، ص 232 ، چاپ سوم ) . - م .