و عطف بر « خير » خوانده ، اى اذن خير و رحمة لا يسمع غيرهما و لا يقبله ؛ « 1 » و در جملهء بعد « اذن خير » را تفسير كرده است كه به خدا ايمان مىآورد ، و از مؤمنان مىپذيرد : آنچه كه خبر مىدهند تصديق مىكند . به دليل همين معناست كه فعل :
« يؤمن » اول به « باء » و دوم به « لام » متعدّى شده است . مثل :
وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا
؛ « تو حرف ما را نمىپذيرى » . ( يوسف / 17 )
وَ رَحْمَةٌ . . .
مِنْكُمْ
؛ خطاب به منافقان است : پيامبر ، براى كسانى از شما كه اظهار ايمان مىكنند ، رحمت است و به همين دليل حرف شما را مىشنود و ايمان شما را مىپذيرد و شما را رسوا نمىكند زيرا مصلحت خدا را چنان مىبيند كه شما باقى بمانيد ، پس همانطور كه شما مىگوييد ؛ گوش است اما براى شما ، گوش خوبى است ، نه گوش بدى .
بنا بر اين خداوند گفتهء منافقان را دربارهء پيامبر مىپذيرد ، اما آنچه را آنان به قصد مذمّت آن حضرت بيان مىكردند خداوند به مدح او تفسير كرد و سلامت قلب آن حضرت را بيان فرمود . روايت شده است كه برخى ، پيامبر اكرم را مذمّت و بدگويى مىكردند ، و اين خبر به حضرت رسيد . بدگويان نگران شدند ، اما بعضى از آنان به ديگران گفتند : ناراحت نباشيد زيرا او گوش شنواست و گفتهء هر كس را كه پيشش برود مىشنود ، ما مىرويم از طرف شما معذرتخواهى مىكنيم ، او هم مىپذيرد .
اين جمله : « اذن خير » نيز قرائت شده كه هر دو ، خبر از براى مبتداى محذوف باشد : هو أذن ، هو خير و معناى آيه چنين مىشود : اگر آنچه شما مىگوييد ، درست باشد ، براى شما خوب است چرا كه عذرتان را مىپذيرد و به بد باطنىتان كيفرتان نمىكند .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ
؛ اين آيه خطاب به مسلمانان است كه منافقان آنچه
هامش
( 1 ) - او ، فقط خوبى و رحمت را مىشنود ، و جز اين دو را نه ، مىشنود و نه ، مىپذيرد .