مىخواستند بدگويى مىكردند و بعد پيش آنها به معذرتخواهى مىآمدند و سوگند ياد مىكردند تا عذرشان پذيرفته شود . از اين رو خداوند به منافقان چنين پاسخ داد كه اگر شما چنان كه مىپنداريد : مؤمن هستيد ، سزاوارتر از هر چيز آن است كه خدا و رسولش را به اطاعت و بندگى ، و موافقت و همراهى از خودتان ، راضى و خشنود سازيد ، و اين كه در فعل
« أَنْ يُرْضُوهُ »
ضمير را مفرد آورده ، به اين دليل است كه ميان خشنودى خدا و رسولش تفاوتى نيست و در حكم يك خشنودى است ، و مىتوان گفت : حذف و تقديرى وجود دارد : و اللَّه احق ان يرضوه ، و رسوله كذلك .
يحادون ، محادة ؛ مفاعله ، از « حد » به معناى « منع » است .
فَأَنَّ لَهُ
؛ پس حق اين است كه براى او آتش دوزخ باشد ، مىتوان گفت : « فان له » عطف بر « انه » است بنا بر اين كه جواب « من » محذوف و تقدير چنين باشد . أ لم يعلموا أنه من يحاد اللَّه و رسوله يهلك فان له نار جهنم « 1 » ( « يهلك » جواب « من » بوده و حذف شده است ) .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 64 تا 66 ]
يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ ( 64 ) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ ( 65 ) لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ ( 66 )
هامش
( 1 ) - آيا ندانستند كه هر كس با خدا و رسولش بجنگد هلاك مىشود و سرانجامش به آتش دوزخ است ؟