تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢

ترجمه :

منافقان از آن مىترسند كه آيه‌اى بر ضدّشان نازل گردد و از اسرار درونشان خبر دهد . به آنها بگو : شما اكنون مسخره كنيد ، همانا خداوند آنچه را كه از آن بيم داريد آشكار مىسازد . ( 64 ) و اگر از آنها بپرسى ( كه چرا دين و خدا را به تمسخر مىگيرند ) مىگويند : ما بازى و شوخى مىكرديم بگو : آيا خدا و آيات و پيامبرش را مسخره مىكنيد ؟ ( 65 ) بگو : عذر نياوريد ، چرا كه شما پس از ايمان آوردن كافر شديد ، و ما اگر گروهى از شما را مورد عفو قرار دهيم گروهى ديگر را كيفر خواهيم كرد زيرا آنها مجرم بودند . ( 66 )

تفسير :

منافقان ، اسلام و اهلش را مسخره و استهزاء مىكردند ، و از طرفى مىترسيدند كه ممكن است روزى خداوند آيه‌اى دربارهء آنها نازل كند و از درون زشت آنها خبر دهد و رسوا شوند . ضمير در كلمات : « عليهم » و « تنبئهم » براى مؤمنين و در « قلوبهم » براى منافقان است ، و اين درست است ، زيرا معنا ، مقتضى آن است ، و مىتوان گفت ضمير در تمام اين موارد براى منافقان است ، زيرا وقتى سوره دربارهء منافقان نازل شده باشد ، پس گويا بر خود آنها نازل شده است ، يعنى وقتى كه اسرار آنها را فاش كند ، گويا آنها را به اين امور ، خبر داده است . بعضى گفته‌اند معناى آيه اين است : بايد منافقان از اين امر بترسند ، و فعل را در معناى انشاء و امر گرفته‌اند ، نه خبر .
قُلِ اسْتَهْزِؤُا
؛ اين فعل امر ، به منظور وعيد و بيم دادن به كار رفته است .
إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ
؛ اى كافران خدا اظهار مىكند آنچه به دليل نفاقتان از روشن شدنش بيمناكيد . پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از جنگ تبوك برمىگشت ، در حالى كه چهار نفر جلوتر از او ، راه مىرفتند ، مىخنديدند و مىگفتند : نگاه كنيد به اين مرد ، كه مىخواهد قصرهاى شام و حصارهاى آن را فتح كند ، هيهات ، هيهات ! جبرئيل اين خبر را به حضرت رسول رساند ، حضرت به عمّار فرمود : اينها به من و قرآن طعنه مىزنند : ان