داده ، مثل :
مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ
؛ « از دهكدهء تو ، كه تو را از خودش بيرون راند » ( محمّد / 13 ) . ( در اين آيه بيرون راندن پيامبر را به قريه نسبت داده است ) .
دليل اين اسناد در آيهء مورد بحث اين است كه وقتى كافران آمادهء بيرون راندن او شدند خداوند به او اجازه داد كه از ميان آن مردم بيرون رود ، پس گويا آنها آن حضرت را اخراج كردهاند .
ثانِيَ اثْنَيْنِ
؛ مراد يكى از آن دو است مثل
« ثالِثُ ثَلاثَةٍ »
« 1 » منظور از آن دو تا ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ابو بكر مىباشد ، « ثانى » منصوب و حال است . « اذ هما » بدل است از « اذ اخرجه » و « اذ يقول » بدل دوم است .
غار : شكاف بزرگى است در ميان كوه ، و منظور از آن در اين جا ، غار ثور است كه كوهى است در طرف راست مكّه در مسافت يك ساعت راه . « لا تحزن » بيم نداشته باش .
إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
؛ خدا از ما اطلاع دارد و بر حالمان آگاه است ، ما را محافظت مىكند و يارى مىفرمايد . وقتى كه دو نفرى داخل غار شدند خداوند دو عدد كبوتر را مأمور كرد ، آمدند در پاى غار تخم گذاردند و عنكبوت را فرستاد بر در غار پرده بافت و پيامبر دعا كرد : اللّهم اعم ابصارهم ( خدايا ديدههاى دشمنان را كور ساز ) آنها آمدند اطراف غار مىگشتند نمىفهميدند خداوند ديدههايشان را از ايشان گرفت .
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
؛ امام صادق عليه السّلام بجاى « عليه » على رسوله قرائت فرموده است . مراد از كلمهء « سكينته » : امنيّت و آرامشى است كه خداوند در قلب آن حضرت قرار داد و يقين داشت كه دشمنان دست بر او پيدا نمىكنند .
« جنود » منظور فرشتگان روز جنگ بدر و احزاب و حنين مىباشد ، و آنها در اين روز صورت و چشمهاى كافران را از توجّه به پيامبر بازمىداشتند .
هامش
( 1 ) - مائده / 73 .