تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
بودند و دو هزار هم از « طلقا » و آزادشدگان مكّه به آنان پيوسته بودند ؛ امّا افراد هوازن و ثقيف با تمام افراد ديگر كه از كفّار به آنها پيوسته بودند چهار هزار نفر بودند . وقتى دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند . مردى از مسلمانان كه از بسيارى مسلمين و قلّت كفّار خوشحال شده بود گفت : هرگز امروز مغلوب نخواهيم شد ، امّا وقتى پيامبر اكرم سخن او را شنيد خوشش نيامد . بعضى گفته‌اند گويندهء اين سخن ابو بكر بوده است . چنان كه خداوند فرموده است :
أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ
؛ فراوانى افرادتان شما را به شگفتى درآورده است . جنگ سختى درگرفت و مسلمانان كه به دليل كثرتشان مغرور شده بودند و تاب مقاومت نداشتند شكست خوردند ، آن چنان كه آوازهء شكست آنان به مكّه رسيد . امّا پيامبر هم چنان مقاومت مىكرد ، و على عليه السّلام نيز پرچم را در دست گرفته ، با كفّار مىجنگيد ، و عباس بن عبد المطّلب هم در طرف راست لگام قاطر رسول خدا را بدست گرفته بود و ابو سفيان پسر حارث بن عبد المطّلب نيز با نه نفر از بنى هاشم در طرف چپ آن حضرت بودند و « أيمن » پسر امّ ايمن هم ، نفر دهم آنها بود كه در آن روز كشته شد . پيامبر به عباس كه صداى رسايى داشت ، فرمود كه مردم را صدا بزند ، فريادش بلند شد : اى گروه مهاجران و انصار ، اى اهل بيعت شجره ، و اى اصحاب سورهء بقره ، كجا فرار مىكنيد پيامبر خدا اين جاست ! مردم برگشتند در حالى كه مىگفتند : لبيك لبيك ، در اين حال فرشتگان كه كلاه‌خودها بر سر داشتند و سوار بر اسبهاى ابلق بودند نازل شدند ، رسول اكرم به نحوهء تلاش و مبارزهء مسلمانان نظر افكند و فرمود : « اكنون تنور جنگ داغ شد ، من پيامبر راستينم ، من فرزند عبد المطّلبم » . « 1 » يارى از طرف خداوند آمد ، و « هوازن » شكست خوردند .
هامش
( 1 ) - الآن حمى الوطيس انا النّبي لا كذب ، انا بن عبد المطّلب .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 528 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى