ترجمه :
هنگامى كه آيات ما بر آنها خوانده مىشود مىگويند شنيديم ( چيز مهمى نيست ) ما هم اگر بخواهيم مثل آن را مىگوييم اينها افسانههاى پيشينيان است ( ولى دروغ مىگويند و هرگز مثل آن را نمىآورند ) . ( 31 )
( و به ياد آور ) زمانى را كه گفتند : پروردگارا اگر اين حق است و از طرف تو است بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرود آر يا عذاب دردناكى براى ما بفرست . ( 32 )
ولى تا تو در ميان آنها هستى خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد و ( نيز ) تا استغفار مىكنند خدا عذابشان نمىكند . ( 33 )
چرا خدا آنها را مجازات نكند با اين كه از ( عبادت موحّدان در كنار ) مسجد الحرام جلوگيرى مىكنند در حالى كه سرپرست آن نيستند ، سرپرست آن فقط پرهيزگارانند ولى بيشتر آنها نمىدانند . ( 34 )
تفسير :
لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا
؛ مىگويند . . . ما هم اگر بخواهيم مثل آن آيات را مىگوييم .
گويندهء اين سخن نضر بن حارث بن كلده بود كه در جنگ بدر اسير شد و حضرت على عليه السّلام وى را به فرمان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم زندانى كرد تا كشته شد . اين سخن را نضر بن حارث از روى تكبّر و غرور گفت ؛ زيرا اگر مىتوانستند مثل آيات خدا را بگويند در