گروهى از قريش و اشراف مكه در دار النّدوه جمع شدند و دربارهء امر دعوت تو نقشه كشيدند . بعضى از آنان گفتند : او را به زندان مىافكنيم و به او خوراك و آب مىدهيم ، برخى ديگر گفتند : او را بر شترى سوار و از ميان خود بيرون مىكنيم .
ابو جهل گفت : از هر قبيلهاى غلامى را انتخاب مىكنيم و به او شمشير برندهاى مىدهيم تا بهطور دسته جمعى به او حمله كنند و به اين صورت خون او در همهء قبيلهها پخش مىشود و قبيلهء بنى هاشم نمىتوانند با همهء قبايل قريش بجنگند و اگر خونبها بخواهند ، همگى خونبهايش را مىدهيم . در اين هنگام شيطان كه به صورت پير مردى از اهل نجد در جمع آنان وارد شده بود گفت : عقيدهء اين جوان از همهء شما بهتر است و آنها با اين تصميم ( قتل پيامبر ) پراكنده شدند .
« لِيُثْبِتُوكَ »
؛ اين عبّاس مىگويد : « ليثبتوك » يعنى : تا تو را زنجير كنند و ببندند .
بعضى از مفسّران مىگويند : تا به تو ضرب و جرح فراوان وارد آورند . اين معنى از قول عرب : ضربوه حتى أثبتوه لا حراك به . « او را تا آنجا زدند كه از پا درآوردند و بىحركت شد » ، و فلان مثبت وجعا : فلانى از شدت درد بىحركت شد ، اخذ شده است .
وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ
؛ نقشهها و نيرنگها را پنهان مىكنند و خداوند نيز نقشه و تدبيرى كه براى آنها آماده كرده ، پنهان مىكند تا بهطور ناگهانى با آن روبرو شوند .
وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
؛ يعنى نقشه و تدبير خداوند از ديگران نافذتر است يا بدين سبب چارهجويى خداوند بهتر است كه تنها آنچه را حق و عدل است فرو مىفرستد .
[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 31 تا 34 ]
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ ( 31 ) وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ ( 32 ) وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ( 33 ) وَ ما لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 34 )