ترجمه :
و نماز آنها ( كه مدعى هستند ما هم نماز داريم ) نزد خانه ( خدا ) چيزى جز « سوت كشيدن » و « كف زدن » نبود ، پس بچشيد عذاب ( الهى ) را به خاطر كفرتان . ( 35 )
آنها كه كافر شدند اموالشان را براى بازداشتن مردم از راه خدا انفاق مىكنند ، آنها اين اموال را ( كه براى به دست آوردن آن زحمت كشيدهاند در اين راه ) انفاق مىكنند امّا مايهء حسرت و اندوهشان خواهد شد و سپس شكست خواهند خورد و ( در جهان ديگر اين ) كافران همگى به سوى دوزخ مىروند . ( 36 )
( اينها همه ) به خاطر آن است كه خداوند ( مىخواهد ) ناپاك را از پاك جدا سازد و ناپاكها را روى هم بگذارد و متراكم سازد و يك جا در دوزخ قرار دهد و اينها زيانكاران هستند . ( 37 )
تفسير :
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً
؛ « مكاء » به معناى سوت زدن و « تصديه » به معناى تصفيق ، يعنى كف زدن است . « تصديه » بر وزن تفعله از ماده « صدى » است .
معناى آيه اين است : آنها سوت زدن و كف زدن را به جاى نماز قرار دادهاند ، همان گونه كه شاعر در شعر خود :
و ما كنت اخشى ان يكون عطاؤه * اداهم سودا او محدرجة سمرا « 1 »
زنجيرها و تازيانهها را به جاى عطا و بخشش قرار داده است .
و آن قضيه چنين بود كه اعراب در دوران جاهليت با تن برهنه خانهء كعبه را طواف مىكردند و انگشتان خود را در يكديگر فرو كرده سوت مىكشيدند و كف مىزدند و نظير آن عمل را وقتى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مشغول نماز مىشد انجام مىدادند تا نمازش را بر هم زنند .
فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
؛ پس كيفر كشته شدن و اسارت در روز جنگ
هامش
( 1 ) - از آن نمىترسيدم كه عطا و بخشش او زنجيرهاى سياه يا تازيانههاى گندمگون باشد .