انجام خواستهء خود سستى به خرج نمىدادند و إلّا چه چيز مانع بود كه بخواهند بر كسى كه آنها را به مبارزه خوانده و به وسيلهء معجزه مورد تحقير قرار داده چيره شوند در حالى كه ميل فراوانى داشتند كه بر او چيره و پيروز شوند .
إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
؛ اينها افسانههاى پيشينيان است . اين سخن را نيز نضر بن حارث گفت و آن بدين سبب بود كه وى داستان رستم و اسفنديار را از سرزمين فارس آورد و گمان مىكرد كه اين آيات مثل آن داستان است و نيز او بود كه گفت :
اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ . . .
: بار خدايا اگر قرآن بر حق است ما را به سبب انكار آن به وسيلهء نزول سنگريزه - يا عذاب ديگرى - مجازات كن همانگونه كه با اصحاب فيل چنين كردى . مقصود گويندهء اين سخن نفى حقانيت قرآن است و هر گاه قرآن حق نباشد ، انكار كنندهء آن سزاوار عذاب نيست پس تعليق عذاب بر حقانيّت قرآن در حالى كه گوينده عقيدهاى به حقانيت آن ندارد ، همانند تعليق بر امر محال است .
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
؛ لام « ليعذبهم » براى تأكيد نفى است و دليل بر آن است كه عذاب كردن مشركان در حالى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در ميان آنان است از روى حكمت نمىباشد ، بلكه حكمت خداوند آن است كه تا زمانى كه پيامبر قومى در ميان آنان است ، آنها را به عذاب سخت كيفر نكند . اين آيه از اين نكته خبر مىدهد كه مشركان زمانى كه پيامبر از ميان آنها هجرت كرد ، منتظر عذاب بودند و دليل آن سخن بعدى خداوند :
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ
است . گويا خداوند فرموده : تا زمانى كه تو در ميان آنها هستى ، خداوند آنها را عذاب نمىكند و هر گاه از آنها جدا شوى ، خداوند آنها را عذاب مىكند و چرا خداوند آنها را عذاب نكند .
وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
؛ جملهء حاليه است ، يعنى و خداوند آنها را در حالى كه در ميان آنها كسانى هستند كه استغفار مىكنند عذاب نمىكند . آنها مسلمانان ناتوانى بودند كه بعد از بيرون رفتن پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در ميان مشركان باقى ماندند و قصد هجرت داشتند .