براى يادآورى اين نكته است كه رعايت ميانهروى در ريختن آب بر پاها لازم است .
برخى گفتهاند :
إِلَى الْكَعْبَيْنِ
؛ براى تعيين غايت مسح آورده شده تا گمان كسى را كه معتقد است چون در شريعت غايتى براى مسح معيّن نشده بايد خود كعبين هم مسح شوند ، بر طرف سازد . و اين قول باطل است ، زيرا حقيقت عطف اقتضا مىكند كه معطوف در حكم معطوف عليه باشد و [ كسانى كه گفتهاند :
مقصود از مسح پاها ، شستن آن دو است ] چگونه مسح به معناى شستن است و حال آن كه مفهوم دو لفظ « مسح » و « غسل » متفاوت است و خود قرآن ميان اعضايى كه بايد شسته شوند با اعضايى كه بايد مسح گردند ، فرق گذاشته است . و اما نادرستى گمان آنان كه گفتهاند براى مسح غايتى تعيين نشده است ، بر كسى پوشيده نيست ، زيرا تعيين غايت براى مسح دلالت بر وجوب شستن نمىكند و چنانچه با صراحت گفته مىشد ، و امسحوا بأرجلكم إلى الكعبين ؛ جاى انكار نبود و هيچ كس ترديد نداشت در اين كه مسح پاها تا كعبين واجب است ، همچنين هر گاه معطوف ( أرجلكم ) در حكم ممسوح ( برءوسكم ) و عطف بر آن باشد ، و ما در كتاب مجمع البيان به تفصيل در اين مورد بحث كردهايم و در اين كتاب مجالى براى بيش از آنچه ذكر كرديم وجود ندارد .
و نزد ما ( اماميه ) كعب همان استخوان برجستهاى است كه در پشت پا و در محل بستن بند كفش است و محمد بن حسن [ كه از شاگردان ابو حنيفه است ] همين معنا را اختيار كرده است .
وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا
؛ يعنى اگر در موقع نماز ، جنب باشيد ، خود را با غسل كردن پاك كنيد .
ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ
؛ خداوند نمىخواهد شما را در باب طهارت به زحمت بيفكند و به شما اجازه تيمّم ندهد .
وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ
؛ بلكه مىخواهد شما را در هنگامى كه دسترسى به آب نداريد ، به وسيلهء خاك [ از آلودگى ] پاك گرداند .
وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ
؛ تا با رخصت