بدل اشتمال « 1 » از قريه مىباشد و مقصود از « قريه » مردم قريه است . تقدير جمله اين است :
و اسئلهم عن اهل القرية وقت عدوانهم فى السبت ؛ از مردم شهر [ يعنى از ] هنگام تجاوزشان [ از حكم خدا ] در روز شنبه سؤال كن . ممكن است « اذ يعدون » محلّا منصوب به « كانت » [ به عنوان خبر ] و يا به « حاضرة » باشد .
إِذْ تَأْتِيهِمْ
؛ منصوب به « يعدون » [ به عنوان مفعول ] است و ممكن است كه بدل بعد از بدل ( إذ يعدون كه بدل اشتمال بود ) باشد .
شُرَّعاً
؛ در حالى كه [ ماهيان آنها ] بر روى آب آشكار مىشدند . از حسن بصرى روايت شده است كه : ماهيان همانند قوچهاى سفيد بر در خانههايشان آشكار مىشدند ؛ گفته مىشود : شرع علينا فلان : به ما نزديك شد و اشراف پيدا كرد .
كَذلِكَ
؛ مانند اين آزمايش ، آنها را به سبب نافرمانيشان [ از حق ] امتحان مىكنيم .
وَ إِذْ قالَتْ
؛ عطف بر « اذ يعدون » است و اعراب آن ، اعراب « اذ يعدون » ، است .
أُمَّةٌ مِنْهُمْ
؛ گروهى از مردمان صالح شهر ، كه از پذيرش پند و اندرز موعظهكنندگان از جانب فاسقان مأيوس شده بودند ، به ديگرانى كه آنها را [ از نافرمانى ] نهى مىكردند و پند مىدادند گفتند : چرا گروهى را پند مىدهيد كه خداوند آنها را به سبب گناهشان در دنيا هلاك خواهد كرد يا در آخرت به عذاب شديدى گرفتار خواهد ساخت ؟
قالُوا مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ
؛ پنددهندگان گفتند : پند و اندرز ما براى عذر آوردن در نزد خداوند ، و اداى فريضهء نهى از منكر او و به سبب اين است كه ما اميد داريم كه آنها پرهيزگار شوند و [ از نافرمانى خود ] بازگردند . « معذرة » به نصب نيز قرائت شده است يعنى ، « وعظناهم معذرة » يا اعتذرنا معذرة [ كه در صورت اوّل مفعول لأجله و
هامش
( 1 ) - بدل اشتمال بدلى است كه بعضى از مشتملات مبدل منه است مانند : اعجبنى اخوك علمه .