تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
بنى اسرائيل باشند كه پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را درك كرده و به او ايمان آوردند . بعضى از مفسّران گفته‌اند : آنها گروهى از بنى اسرائيل‌اند كه خداوند ، راهى زيرزمينى براى آنها گشود ، تا اين كه در آن طرف چين از آن خارج شدند . آنها در آن جا موحّد و خداپرستند و به سمت قبلهء ما رو مىآورند .
وَ قَطَّعْناهُمُ
؛ و آنها را به گروه‌هاى مختلف تقسيم كرديم و برخى را از برخى ديگر متمايز ساختيم . « اسباط » ( جمع سبط ) ، فرزندان فرزند است و در فرزندان يعقوب پسر اسحاق ، به منزلهء « قبايل » [ جمع قبيله ] در فرزندان اسماعيل مىباشند ( در اين جا به معناى گروه است ) و بنى اسرائيل دوازده گروه بودند و « أسباط » ( كه معدود است ) بدل از ( عدد ) اثنتى عشره است ( يعنى قطعناهم اسباطا ) و تميز عدد حذف شده و تقدير آن اثنتى عشرة فرقة مىباشد . كلمهء « امما » منصوب و حال است ، يعنى هر سبط از اسباط بنى اسرائيل ، گروهى بزرگ و جماعتى زياد بودند .
فَانْبَجَسَتْ
؛ جارى شد ؛ « انبجاس » : جارى شدن همراه با وسعت و زيادى است . عجّاج چنين گفته است :
و كيف غربى دالج تبجسا . « 1 »
قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ
؛ هر گروه از آن گروه‌ها ، چشمهء خود را مىشناختند . « اناس » اسم جمع غير مكسر است مانند « رخال » « 2 » و « تناء » « 3 » و « توآم » « 4 » و نظاير آن .
هامش
( 1 ) - مصرع اول بيت اين است :و انحلبت عيناه من فرط الاسى .يعنى : اشكهاى دو چشمش از شدت حزن و اندوه همانند دو دلو آب مردى كه آن دو را به يكباره در حوض مىريزد سرازير شد . ( 2 ) - رخال جمع « رخل » به معناى بچهء ماده گوسفند است . ( 3 ) - تناء : اقامت كنندگان در شهر . كشّاف پاورقى 169 . ( 4 ) - توآم و توائم جمع توأم : بچه‌اى كه با غير خود از يك شكم متولد شود ، دو تا باشند يا بيشتر ، مذكّر باشند يا مؤنث و توآم كرخال . تصحيح استاد گرجى نقل از قاموس .