خود را بر سنگ بزن ، ناگهان دوازده چشمه از آن بيرون ريخت آن چنان كه هر گروه چشمهء خود را مىشناختند . و ابر را بر سر آنها سايبان ساختيم و بر آنها « منّ » و « سلوى » فرستاديم . ( و به آنان گفتيم ) از روزيهاى پاكيزه كه به شما دادهايم بخوريد ( و سپاس خدا را بجا آوريد ولى آنها نافرمانى و ستم كردند ) امّا به ما ستم نكردند لكن به خودشان ستم كردند . ( 160 )
تفسير :
« جميعا » منصوب است چون حال از « اليكم » است .
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ اين جمله ، يا محلّا مجرور است به عنوان صفت « اللَّه » و يا محلّا منصوب است با تقدير فعل « أعنى » كه در اين صورت مدح براى « اللَّه » است .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
؛ و همين طور :
يُحيِي وَ يُمِيتُ
، بدل از صله ، « الذى » است . كه
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
مىباشد ، و نيز :
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
بيان و توضيح جملهء ما قبلش
( لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
مىباشد ؛ زيرا كسى كه مالك جهان است خداى حقيقى است و يحيى و يميت ، بيانگر اين است كه خدايى مختص اوست ؛ چون جز او كسى ديگر قادر بر زنده كردن و ميراندن نمىباشد .
« و كلمته » مقصود از كلمات ، چيزهايى است كه بر او و پيامبران پيش از او نازل شده است .
لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
؛ به اميد اين كه هدايت يابيد .
وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ
؛ و از قوم موسى گروهى ( مؤمنان توبه كرده از بنى اسرائيل ) مردم را به سخن حق هدايت و به صبر و استقامت راهنمايى و ارشاد مىكنند و در قضاوت ميان مردم به حق داورى كرده و ستم نمىكنند .
ممكن است مقصود خداوند از گروهى كه توصيف كرده ، كسانى از بازماندگان