تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
برسانند ؛ بنا بر اين كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده . ( 150 ) ( موسى ) گفت : پروردگارا ، من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خود داخل كن و تو مهربانترين مهربانانى . ( 151 )

تفسير :

« أسف » يعنى خشمناكى شديد و به گفتهء بعضى از مفسرين اندوهناك .
قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي
؛ شما بعد از من جانشينان بدى براى من بوديد آن گاه كه به جاى عبادت خدا گوساله را پرستش كرديد . فاعل « بئس » ضميرى است كه « ما خلفتمونى » آن را تفسير مىكند و مخصوص به ذمّ حذف شده است . تقدير جمله اين است : بئس خلافة خلفتمونيها من بعدى خلافتكم » .
أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ
؛ عجلت عن الامر ؛ يعنى كار را ناتمام رها كردم و هر گاه كسى در امرى از تو سبقت گيرد ، مىگويى : أ عجلنى عنه غيرى ؛ و « عجل » متضمن معناى « سبق » مىشود و به همين سبب عجلت الامر گفته مىشود . بنا بر اين معناى آيه اين است : آيا از فرمان پروردگارتان ، يعنى انتظار بازگشت موسى در حالى كه حافظ عهد و پيمانش هستيد ، سبقت گرفتيد [ و آن را ناتمام رها كرديد ] و بنا را بر اين گذاشتيد كه ميعاد به پايان رسيده و با خود گفتيد كه من مرده‌ام و آنچه خواستيد انجام داديد . روايت شده است كه سامرى به بنى اسرائيل گفت : البته موسى هرگز برنخواهد گشت و به يقين مرده است .
وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ
؛ موسى از روى خشم به خاطر خدا و تعصب نسبت به دينش الواح را به دور افكند چون دلتنگ و ناآرام شده بود .
وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ
؛ موسى موى سر برادرش را گرفت و به سبب شدت ناراحتى كه از عمل بنى اسرائيل به او دست داده بود به طرف خود مىكشيد .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 398 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى