حق نيست [ و باطل است ] تكبر مىورزند .
وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ
؛ و اگر هر آيهاى از آياتى را كه بر آنها نازل شده ببينند ، به آن ايمان نمىآورند .
« ذلك » ممكن است مرفوع ( مبتدا ) باشد ، يعنى آن روگردان ساختنشان از آيات به سبب تكذيب آنان بود . و ممكن است منصوب ( مفعول فعل محذوف ) باشد ؛ يعنى صرفهم اللَّه ذلك الصرف بسببه . خداوند به سبب تكذيب آيات اين چنين آنها را از توجه به آيات روگردان ساخته است .
وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ
؛ اضافهء مصدر به مفعول به است يعنى : و لقائهم الاخرة و ما وعد اللَّه فيها : آنها كه رودررويى خود با آخرت ، و آنچه را كه خداوند در آخرت وعده داده تكذيب مىكنند ، همهء كارهايشان باطل است .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 148 تا 149 ]
وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ وَ لا يَهْدِيهِمْ سَبِيلاً اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمِينَ ( 148 ) وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 149 )
ترجمه :
قوم موسى بعد از ( رفتن ) او ( به ميعادگاه خداوند ) ، از زيورآلات خود گوسالهاى ساختند . جسد بىروحى بود كه صداى گاو داشت . آيا آنها نمىديدند كه با آنان سخن نمىگويد و به راهى درست هدايتشان نمىكند ، آنان او را ( به خدايى ) برگزيدند و مردمى ستمكار بودند . ( 148 )
و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد و ديدند گمراه شدهاند ، گفتند : اگر پروردگار ما به ما رحم نكند و ما را نيامرزد ، بهطور