تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
قطع ، از زيانكاران خواهيم بود . ( 149 )

تفسير :

مِنْ بَعْدِهِ
؛ بعد از بيرون شدن موسى به كوه طور .
مِنْ حُلِيِّهِمْ
؛ از زيورهايى كه از قوم فرعون به عاريه گرفته بودند و بعد از هلاك فرعون و قومش در دست آنان باقى ماند . پس سامرى از آن زيورآلات گوساله‌اى ساخت ؛ جسدى كه روح در آن نبود . « جسدا » بدل از « عجلا » مىباشد .
لَهُ خُوارٌ
؛ گوساله‌اى كه صدا داشت . « حلى » جمع « حلى » است و به كسر « حا » « حليّهم » بنا بر تبعيت حركت « حاء » از لام و به‌طور مفرد « حليهم » نيز قرائت شده است و نام چيزى است از طلا و نقره كه وسيلهء آرايش قرار مىگيرد . بعضى از مفسران گفته‌اند : گوسالهء سامرى جسدى بود داراى گوشت و خون همچون ساير اجساد . و از حسن [ بصرى ] روايت شده است كه : سامرى در روز شكافته شدن دريا ، قبضه‌اى خاك از اثر پاى اسب جبرئيل عليه السّلام برداشت و آن را در دهان گوساله پاشيد و در نتيجه گوساله‌اى شد كه صدا مىداد .
أَ لَمْ يَرَوْا . . .
؛ آيا آن گاه كه گوساله را خداى خود برگزيدند ، نديدند كه قادر به سخن گفتن و هدايت به راهى درست نيست تا اين كه آن را معبود خود نگيرند ؟ سپس خداوند سخن را از سر گرفت و فرمود : « اتخذوه » : بر امر منكرى كه جرأت كرده بودند اقدام كردند و آنها در همه چيز ظالم و ستمگر بودند و پرستش گوساله امر تازه‌اى از آنها نبود .
وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ
؛ و چون پشيمانى آنها بر پرستش گوساله شدت يافت . اين معنا بدين جهت است كه وضع و حالت كسى كه حسرت و ندامتش شدت يافته اين است كه از روى غم و اندوه ( كف ) دستهايش را به دندان مىگزد ، پس گويا چيزى در دستش افتاده ، زيرا دهانش در ميان آن واقع شده است .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 396 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى