مقصود از سخن موسى :
« أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
اين است كه : پروردگارا خودت را با آشكار ساختن پارهاى از آيات قيامت ، كه مردم را به شناخت و معرفت وامىدارد ، به طور واضح و روشن به من بشناسان . « انظر اليك » تا تو را بهگونهاى بشناسم كه گويا تو را مىبينم همانطور كه در حديث آمده است : سترون ربكم كما ترون القمر ليلة البدر : به زودى پروردگارتان را ملاقات خواهيد كرد چنان كه ماه شب چهارده را مىبينيد منظور بر اين است كه به زودى خدا را بهگونهاى روشن همچون ديدن ماه هنگامى كه كامل شده و به شب چهارده رسيده ، خواهيد شناخت .
« قالَ لَنْ تَرانِي »
خداوند فرمود : تو هرگز طاقت شناخت مرا به اين طريق ندارى و قدرت و توان تو اين امر را هرگز تحمل نخواهد كرد لكن به كوه بنگر كه من نشانهاى از آن آيات را ، بر كوه وارد خواهم كرد . پس اگر كوه از تجلى آن پايدار ماند و در جاى خود ماندگار شد ، به زودى تو نيز بر [ ديدن ] آن پايدار خواهى ماند و طاقت خواهى داشت .
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ
؛ پس چون بر كوه آيهاى از آيات پروردگارش ظاهر شد ، آن را با خاك يكسان كرد و موسى از عظمت آنچه ديده بود ، بيهوش به زمين افتاد .
فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ
؛ و چون بهبود يافت ، گفت : پروردگارا منزهى تو و من از پيشنهادى ( طلب رؤيت ) كه كردم ، به درگاه تو توبه كردم و من نخستين كسى هستم كه به بزرگى و عظمت تو ايمان دارم .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 144 تا 145 ]
قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ ( 144 ) وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُرِيكُمْ دارَ الْفاسِقِينَ ( 145 )