در امور را بياموزد .
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ
؛ « يغشى » به تخفيف نيز قرائت شده است « 1 » : يعنى پروردگار شما كسى است كه شب را به روز و روز را به شب ملحق مىكند ؛ يعنى هر يك از آن دو را ، به دنبال ديگرى مىآورد .
يَطْلُبُهُ حَثِيثاً
؛ در حالى كه شب با شتاب ، در پى روز فرامىرسد ، به اين معنا كه به دنبال آن مىآيد ، چنان كه چيزى در عقب چيزى و بهمنظور طلب كردن آن مىآيد .
« حثيثا » حالى است كه ذو الحال آن فاعل و يا مفعول « يطلب » و يا هر دو است و نظير اين است « تحمله » در آيهء
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ
؛ « آن گاه قوم مريم - كه از اين قضيه آگاه شدند - به سوى او آمدند كه از اين مكانش همراه ببرند » ، ( مريم / 27 ) . « تحمله » نيز مانند « حثيثا » مىتواند حال از فاعل يا مفعول « اتت » يا هر دو باشد .
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ
؛ اين كلمات همگى با نصب قرائت شدهاند ؛ بنا بر اين كه مفعول براى « خلق » باشند . يعنى پروردگار شما كسى است كه خورشيد و ماه و ستارگان را ، در حالى كه همه بر حسب تدبير او در گردشاند ، آفريده است . اين كلمات به رفع نيز قرائت شدهاند كه در اين صورت همگى مبتدا و مسخّرات خبر آن است .
بامره ؛ يعنى به اراده و ميل خداوند و مشيت او و از باب تشبيه ، امر ناميده شده است . گويى ماه و خورشيد و ستارگان مأمور به اين گردشاند .
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
؛ پروردگار است كه همه چيز را آفريده و آنها را بر طبق
هامش
( 1 ) - در تمامى نسخههاى خطى كتاب عبارت به همين نحو است . ظاهرا اين كه تخفيف را يكى از قراءتها شمرده ، اين است كه متن قرآن را « يغشّى » به تشديد پنداشته در حالى كه چنين نيست ؛ زيرا قرائت عاصم ، كه در مجمع البيان هم به آن تصريح شده ، « يغشى » با تخفيف « شين » است . در كشاف به جاى عبارت مذكور ، « و قرئ يغشّى بالتشديد » آمده است . بنا بر اين ممكن است در نوشتن اشتباهى رخ داده و الا عبارت مذكور اختصار مخل است .