( يعنى جايگاهى ميان دوزخ و بهشت ) مردانى هستند كه همه به سيماشان شناخته مىشوند ( برخى از مفسرين گفتهاند : اهل اعراف گنهكارانى هستند كه به عفو و بخشش خدا اميدوارند ) و به بهشتيان صدا مىزنند كه درود بر شما باد ، امّا داخل بهشت نمىشوند در حالى كه در انتظار و آرزوى آن هستند ) . ( 46 )
و چون نظر آنها ( يعنى اعرافيان ) بر اهل دوزخ افتد ( از وحشت به خدا پناه برند ) و گويند پروردگارا منزل ما را با اين ستمكاران در يك جاى قرار مده . ( 47 )
تفسير :
وَ بَيْنَهُما حِجابٌ
؛ ميان بهشت و دوزخ يا ميان بهشتيان و دوزخيان پردهاى است نظير اين است : آيهء
فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ
؛ « و در ميان آنها ديوارى زده شده است كه . . . » ( حديد / 13 )
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ
؛ و بر جاهاى بلند ديوارى است كه ميان بهشت و دوزخ زده شده است . « أعراف » جمع « عرف » ، است و استعاره آورده شده از عرف الفرس و الديك ( يال است و تاج خروس « 1 » ) .
امام صادق عليه السّلام فرموده است : اعراف تپههايى شنى است ميان بهشت و دوزخ كه هر پيامبرى با جانشينش همراه با گنهكاران زمان خود ، بر روى آن متوقف مىشود آن گونه كه فرمانده سپاه با لشكريان ناتوان خود مىايستد ، و در همين حال نيكوكاران به بهشت هدايت مىشوند . سپس جانشين پيامبر به گنهكارانى كه با او ايستادهاند مىگويد : به برادران نيكوكار خود بنگريد كه به سوى بهشت هدايت مىشوند . آن گاه آنها بر بهشتيان درود مىفرستند و اين است معناى
وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ
.
هامش
( 1 ) - عرب به يال اسب و تاج خروس كه بلندترين قسمت بدن آنهاست ، عرف گويد و بلندترين جاى ديوار حايل ميان بهشت و جهنم به آنها تشبيه شده است . م