مِهادٌ
؛ بستر .
غَواشٍ
؛ پوشندهها ، پردهها .
لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
؛ جمله معترضهاى است كه واقع شده ميان مبتدا [ و الّذين ] و خبر [ اولئك ] براى تشويق مؤمنان به كسب ناز و نعمت جاودانى همراه با بزرگى جلالتى كه قابل وصف نيست ، به وسيلهء انجام اعمال شايستهاى كه در توان آنهاست . و منظور از « وسع » توانايى كافى و بدون مشقت است .
وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ
؛ زنگار كينه را كه در دنيا نسبت به برادران دينى خود داشتند ، از دلهاى بهشتيان بزداييم تا اين كه دلهاى آنان ، از كينه و حسد و دشمنى پاك شود و ميان ايشان جز مهربانى و شفقت و دوستى چيز ديگرى نباشد .
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ
؛ ستايش خداى را كه ما را بر اين مقام راهنمايى كرد و ما را در دستيابى بر موجبات اين رستگارى عظيم و افتخار بزرگ ، موفق گردانيد و اگر هدايت و توفيق خداوند نبود امكان هدايت براى ما وجود نداشت . لام « لنهتدى » ، براى تأكيد معناى نفى است .
جمله مذكور ، بدون واو « ما كنّا لنهتدى » نيز قرائت شده كه در اين صورت ، معنى جملهء نخست [ الحمد للَّه . . . ] را توضيح مىدهد .
لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ
؛ همانا فرستادگان خدا ما را به حق رهبرى كردند . آنان از جانب خداوند آمدند و ما را بر طلب هدايت از او آگاه ساختند ، و ما در نتيجهء پيروى از سخن آنان ، هدايت يافتيم .
مؤمنان ، اين سخن را به سبب هدايت يافتن از روى شادى و مسرت و براى لذت بردن از سخن گفتن پيرامون آن مىگويند نه اين كه بخواهند با آن بندگى و عبوديت خود را اظهار كنند .
وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ
؛ ان ، مخفف « انّ » و تقدير آيه اين است : بأنّه تلكم الجنّة و ضمير آن ، ضمير شأن است و نيز جائز است « ان » به معناى « اى » باشد ؛ زيرا ندا كردن