عذر مىآورند كه پدرانشان آن را انجام مىدادند و خداوند به پدران آنان دستور انجام آن گناه را داده است ؛ هر دو عذرشان باطل است ، زيرا يكى تقليد ( كوركورانه ) و ديگرى تهمت و دروغ بستن به خداست .
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ
؛ بگو : خداوند به انجام گناه فرمان نمىدهد ؛ چرا كه خود كار زشت را انجام نمىدهد ، پس چگونه ممكن است كه به انجام آن فرمان دهد ؟ !
أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
؛ اين جمله ، از يك سو نسبت دادن عمل زشت را به خداوند انكار مىكند و از سوى ديگر دليلى بر جهل و نادانى آنان است .
قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ
؛ بگو : پروردگارم مرا به عدل و آنچه عقل گواهى مىدهد كه راست و حق و نيكوست ، فرمان داده است . و گفتهاند : مقصود از « قسط » توحيد است .
وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ
؛ يعنى قل أقيموا وجوهكم : اى پيامبر بگو : قصد عبادت پروردگار كنيد در حالى كه مستقيم به طرف قبله باشيد ، نه به سمت ديگر .
عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ
؛ در هر زمان يا مكان سجده و مقصود از آن نماز است .
وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
؛ خدا را پرستش كنيد در حالى كه طاعت خود را خالص گردانيدهايد و به وسيلهء آن تنها خشنودى خداوند را طلب مىكنيد .
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
؛ همانگونه كه در آغاز شما را آفريده ، دوباره [ در رستاخيز ] بازمىگرداند و به جزاى كردارتان مىرساند . پس عبادت خود را براى خدا خالص گردانيد .
فَرِيقاً هَدى
؛ خداوند گروهى را هدايت كرد و آنها مؤمنانند كه آنان را در كسب ايمان موفق ساخت و بر گروهى خوارى و ذلت مسلم شده است ؛ زيرا آنها هدايت را نپذيرفته و لطف خداوند شامل حال آنان نشده است ؛ آنان گمراه مىباشند و هدايت نخواهند يافت .