تفسير :
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ
؛ كسانى كه دينشان را چند دين گوناگون ساختند .
وَ كانُوا شِيَعاً
؛ و خود ، گروهها و فرقههايى شدند و هر كدام ديگران را به كفر نسبت مىدادند ، و هر فرقهاى ، از يك پيشوا پيروى مىكردند چنان كه در حديث آمده است : يهود به هفتاد و يك گروه متفرّق شدند كه تمام آنها ، در آتشاند جز يك گروه كه تنها اهل نجات است ، و نصارا به هفتاد و دو گروه متفرّق شدند كه همه در آتشند ، جز يك گروه كه اهل نجات است ، و امّت من هم به هفتاد و سه گروه تقسيم مىشوند كه همه در آتشاند جز يك گروه كه اهل نجات است .
فعل « تفرقوا » را بعضى « فارقوا » خواندهاند ، يعنى : دينشان را ترك كردهاند .
لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ
؛ وقتى كه اين گروهها ، دربارهء گروه گروه شدنشان مورد سؤال واقع شوند ، هيچ ربطى به تو ندارد .
بعضى گويند معناى آيه اين است : تو از اجتماع با آنها در مذهبهاى فاسدشان به طور كامل دور هستى .
إِنَّما أَمْرُهُمْ
؛ سر و كار آنها ، و حكم ميان آنها در اختلافهايشان با خدا است .
فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
؛ صفت جاى موصوف را گرفته و تقدير آن : عشر حسنات امثالها است . و بعضى عشر امثالها ، به رفع هر دو خواندهاند كه صفت باشد .
اين كه خدا در اين آيه پاداش عمل نيك را ده برابر وعده كرده است كمترين اضعاف است ، و حال آن كه در جاهاى ديگر در مقابل هر نيكى هفتصد برابر ، و اضعاف مضاعفه ، و به غير حساب وعده داده است .
چند برابرى پاداش نيكيها از فضل خدا ، و مساوى بودن كيفر گناه ، از عدل خداوند است .
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
؛ مورد ستم واقع نمىشوند : نه از ثواب آنها چيزى كم مىشود و نه كيفر آنها زيادتر از مجازات گناهانشان خواهد بود .