مثل « عافية و عاقبه » و معنايش اين است كه داراى صفت خلوص است .
دليل بر اين معنا ، قرائت كسى است كه « خالصة » را به نصب خوانده است ، بنا بر اين كه مصدر تأكيدى براى « لذكورنا » باشد كه خبر است .
وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً
؛ اگر آنچه در بطون حيوانات است مرده باشد .
بعضى « ان تكن » خواندهاند ، به تقدير : ان تكن الاجنة ميتة .
بعضى ديگر : ان تكن ميتة به رفع خواندهاند ، بنا بر اين كه كان تامّه باشد .
فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ
؛ مذكّر بودن ضمير به اين دليل است كه هر مردهاى را ميته مىگويند ، خواه مذكّر باشد يا مؤنّث ، و گويا چنين گفته شده است : و ان يكن ميّت فهم فيه شركاء .
سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ
؛ به زودى خداوند جزاى توصيفهاى دروغشان را خواهد داد كه حلال و حرام بودن بعضى چيزها را از دروغ به خدا نسبت مىدهند ، چنان كه جاى ديگر فرموده است : و تصف السنتهم الكذب هذا حلال و هذا حرام : زبانهاى آنها به دروغ توصيف مىكند كه اين حلال است و اين حرام . « 1 »
سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ
؛ به دليل جهل و كمخردى و منحرف شدن از راه درست ، توجّه به اين نكردند كه خداوند روزىدهندهء فرزندان آنها است ، نه خود آنها .
فعل « قتلوا » را بعضى « قتّلوا » با تشديد خواندهاند .
وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ
؛ و آنچه از حيوانات ، بحيره و سائبه ، و جز اينها بر آنها حلال است و خدا به آنها روزى داده ، حرام دانستند .
هامش
( 1 ) - در قرآن آيهاى كامل چنين نيامده است ، اما دو آيه در سورهء نحل به اين عبارت آمده است :
الف :وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنى( نحل / 62 ) .
ب :وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ( نحل / 116 ) .