[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 139 تا 140 ]
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ( 139 ) قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ( 140 )
ترجمه :
و گفتند : آنچه در شكم اين چهارپايان است ، مخصوص مردان ماست ، و بر همسران ما حرام است و اگر مرده متولد شود همه در آن ، شريكاند ، به زودى خداوند آنها را به اين توصيف ناحق كردنشان ، كيفر مىدهد چرا كه او ، حكيم و داناست . ( 139 )
بهطور مسلّم ، آنها كه ، فرزندان خود را از روى سفاهت و نادانى كشتند و آنچه را خدا به آنها ، روزى داده بود ، با افترا زدن به خدا ، حرام شمردند ، زيان ديدند و اهل هدايت نيستند . ( 140 )
تفسير :
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ
؛ دربارهء بچههايى كه در شكم بحيره و سائبه وجود داشت مىگفتند : هر چه از آنها كه زنده به دنيا آيد خالص براى مردان است و آنچه مرده باشد مردان و زنان در آن شريكند .
خالِصَةٌ
؛ تأنيث اين كلمه از باب حمل بر معناى « ما » است كه مراد « أجنّه » است ، چنان كه مذكّر بودن « محرّم » به اعتبار حمل بر لفظ آن ( ما ) است .
و مىتوان گفت : « تاء » براى مبالغه است ، چنان كه در « راوية الشعر » تاء براى مبالغه است .
بعضى گفتهاند « خالصة » مصدرى است كه جاى صفت خالص را گرفته است