تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
فزججتها بمزجّة * زج القلوص ابى مزاده « 1 »
مقصود آيه : اين كه شريكهاى بت پرستان موجب قتل اولاد آنها مىشدند و اين كار براى آنها جلوه‌اى داشت .
لِيُرْدُوهُمْ
؛ تا با گمراه كردن آنها را به هلاكت برسانند .
وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ
؛ و دينشان را بر آنها مشتبه سازند ، مراد همان دين اسماعيل است كه بر آن بودند ، و بعضى گفته‌اند منظور دينى است كه بايد پيرو آن مىبودند .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ
؛ اگر خدا مىخواست مشركان را مجبور كند ، اين كار از آنها ، سر نمىزد ، و فرزندان خود را نمىكشتند .
فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ
؛ آنها را با دروغگويىشان واگذار ( در اين صورت ما مصدريه است ) يا با تهمت و افترايى كه به خدا نسبت مىدهند . ( ما ، موصوله خواهد بود )
« حِجْرٌ »
؛ بر وزن فعل به معناى مفعول است ، يعنى حرام و ممنوع ، مثل ذبح و طحن ، ذبح شده و آرد شده و براى مفرد و جمع ، مذكر و مؤنث يكسان است چون در حكم اسماء غير صفت است . ابى و ابن مسعود اين كلمه را « حرج » خوانده‌اند كه به معناى تنگ گرفتن است .
لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ
؛ وقتى كه بعضى از زراعتها و چهارپايانشان را نذر بتهايشان مىكردند ، مىگفتند : از اين دو ، هيچ كس جز كسانى كه ما مىخواهيم نبايد بخورد ، و مرادشان اين بود كه خدمتگزاران بتها و مردان مىتوانند بخورند ، نه زنها .
بِزَعْمِهِمْ
؛ تنها از روى گمان و بدون دليل و برهان اين سخن را مىگفتند .
هامش
( 1 ) - با كعب نيزه او را زدم / چنان كه ابو مزاده ، شترى را كه از قافله مىماند ، مىزد . بين مضاف : ( زجّ ) و مضاف اليه : ( ابى مزاده ) ، « قلوص ، كه مفعول است فاصله شده است ، خلاصه از متن مصحّح استاد گرجى .