وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها
؛ منظور از چهارپايانى كه سوار شدن بر آنها حرام است اينها هستند ، بحائر « 1 » ، سوائب « 2 » ، حوامى « 3 » .
وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا
؛ و چهارپايانى كه در ذبح و نحر نام خدا را بر آنها نمىبردند ، بلكه نام بتها را بر آنها ذكر مىكردند .
بعضى گفتهاند : مراد حيواناتى است كه سواره بر آنها حج نمىكردند و بر پشت آنها تلبيه نمىگفتند .
منظور آيه اين است كه مشركان ، چهارپايان خود را تقسيم كرده بودند و مىگفتند :
اين قسمت ، چهارپايانى حرام هستند كه تصرّف در آنها ممنوع است .
اين قسمت ، چهارپايانى هستند كه سوار شدن بر آنها حرام است .
اين قسمت ، چهارپايانى مىباشند كه نام خدا بر آنها برده نمىشود .
بر اين اساس ، بتپرستان با ادّعاهاى باطلشان چهارپايان خود را به انواع گوناگون تقسيم كرده و اين تقسيمبندى را به خدا نسبت مىدادند .
افْتِراءً عَلَيْهِ
؛ تمام اين كارها و حرفهايى را كه مىگويند ، افترا و دروغ است ، يا از روى دروغ و افترا انجام مىدهند .
در تركيب كلمهء « افتراء » ، دو وجه است :
الف : مفعول له باشد .
ب : حال باشد .
هامش
( 1 ) - بحائر جمع بحيره : حيوانى كه تنها بچّهء پنجمش باقى مانده ، و گوشش را شكاف وسيعى داده بودند .
( 2 ) - جمع سائبه : شترى كه ده يا دوازده بچه مىآورد ، آزاد بود ( از سيب به معناى جريان آب و آزادى در عمل ) .
( 3 ) - حيوان نرى كه براى تلقيح به كار مىرفت ، وقتى ده بار فرزند به وجود مىآورد ، مىگفتند : پشت خود را حمايت كرده است ، تفسير نمونه ، ج 5 .