أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ
؛ اين جمله به عنوان علّت براى مطالب گذشته آورده شده يعنى مطالبى را كه در آيات قبل براى تو بيان كرديم به دليل اين است كه پروردگار تو به ظلم ، مردمى را به هلاكت نمىرساند .
مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ
؛ در معناى اين جمله دو قول است :
الف : خداوند ، مردمى را به سبب ظلمى كه انجام دادهاند هلاك نمىكند . « 1 » ب : خداوند از روى ظلم آنها را هلاك نمىكند . مراد اين است كه اگر بدون اين كه پيامبرى بر ايشان بفرستد و آنها را آگاه سازد ، به هلاكت آنها اقدام مىكرد ، ستمكار بود ، و ذات اقدس او از ستمگرى پاك و بدور است .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا
؛ براى هر يك از اهل تكليف بر حسب اعمالى كه انجام مىدهند درجه و مقامى است كه شايستهء آنان است .
بعضى گفتهاند مراد اين است كه براى آنها كه اعمال خير انجام مىدهند درجههاست و براى آنها كه اعمال شرّ انجام مىدهند دركات و طبقههاى متفاوت عذاب است . از باب برترى دادن مقامات نعيم ، بر جحيم ، به همان درجات كه مقامات نيكوكاران است اكتفاء كرده و از دركات ، كه طبقات گنهكاران است نام نبرده است .
وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ
؛ خداوند سهو و نسيان ندارد و آنچه را انجام مىدهند فراموش نمىكند ، اعمال آنها و كيفر و پاداش آن ، بر وى پوشيده نيست .
وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ
؛ پروردگار تو از بندگان و عبادتهايشان بىنياز است .
ذُو الرَّحْمَةِ
؛ صاحب رحمت است ، به مردم رحم مىكند ، آنها را مكلّف مىسازد ، تا منافع بزرگى در اختيارشان گذارد كه دست به آن پيدا نمىشود مگر از راه استحقاق يافتن به وسيلهء انجام تكاليف كه همراه با تعظيم و اجلال خداوند باشد .
هامش
( 1 ) - مگر اين كه پيامبرانى برايشان بفرستد . مجمع البيان .