داناست . ( 101 )
اين است پروردگار شما ، كه جز ، او معبودى نيست ، او آفريدگار همه چيز است ، او را بپرستيد ، او ، حافظ همه چيز است . ( 102 )
ديدگان ، او را درك نمىكنند ، ولى او آنها را مىبيند ، و او لطيف و آگاه است . ( 103 )
تفسير :
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ
؛ « للَّه » و « شركاء » هر دو مفعول « جعل » ، و « جنّ » بدل از « شركا » است ، و مىتواند ، « شركاء » و « جن » هر دو مفعول باشند كه مفعول دوم بر اول مقدم شده باشد يعنى جن را شريك خدا قرار دادند .
فايدهء مقدّم شدن « للَّه شركاء » بر « جنّ » اين است كه شريك قرار دادن كسانى از قبيل فرشته ، يا جنّ يا انسان را براى خدا امرى بزرگ است .
منظور از جنّ ( در اين جا ) فرشتگان هستند كه مشركان آنها را همتاى خدا مىدانستند ، اين معنا شبيه مضمونى است كه از اين آيه استفاده مىشود :
وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً
؛ « ميان خدا و جن ، خويشاوندى قائل شدند » ( صافّات / 158 ) بعضى گفتهاند اينها كسانى هستند كه مىگفتند : « خدا آفرينندهء خوبيها و ابليس آفرينندهء بديهاست » .
وَ خَلَقَهُمْ
؛ و حال آن كه ، خود اين مشركان را خدا آفريده است ، منظور اين است كه اينها خود مىدانند كه خدا آنان را آفريده است ، نه جن ، و اين آگاهيشان آنها را مانع از اين نشده است كه غير خالق را شريك خالق قرار دهند و بعضى گفتهاند ضمير به جنّ برمىگردد يعنى طايفهء جنّ را خدا آفريده است .
وَ خَرَقُوا لَهُ
؛ براى خدا پسران و دخترانى قائل شدند ، مشركان مىگفتند فرشتگان دختران خدايند ، پيروان تورات عزير و پيروان انجيل مسيح را پسر خدا مىدانستند .
خلق الافك ، و اختلقه ، خرقه و اخترقه ؛ همه به يك معناست يعنى دروغپردازى كرد ، و « خرّقوا » نيز خوانده شده تا معناى كثرت را برساند . « به غير علم » چون از