تفسير :
فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً
؛ يعنى اگر اطلاع حاصل شد كه دو نفر شاهد ، كارى كردهاند كه موجب گناه شده و مستحقّ آنند كه گفته شود : آن دو به سبب خيانتشان از گناهكارانند .
فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما
؛ در اين صورت دو شاهد ديگر به جاى آنها قرار مىگيرند .
مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيانِ
؛ از كسانى كه به آنها ستم شده ، يعنى از بازماندگان و بستگان ميّت كه به آنان جنايت شده است .
و در حديث است كه چون بر خيانت آن دو مسيحى اطلاع حاصل شد و ظرف نقره در مكّه پيدا گرديد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روى منبر رفت و آن دو را وادار كرد ، سوگند ياد كنند [ سپس دستور داد ورثهء ميّت سوگند ياد نمايند ] دو نفر از آنها سوگند ياد كردند كه ظرف متعلّق به ميّت است و آن دو مسيحى خيانت كرده و دروغ گفتهاند ، آن گاه ظرف تحويل آنان شد .
و الاوليان ؛ آن دو شاهد به خاطر خويشاونديشان براى گواهى دادن شايستهترند .
در رفع آن چند احتمال است :
1 - بر اين اساس كه بدل از « ءاخران » باشد .
2 - يا اين كه بدل از ضمير در يقومان باشد .
3 - بر اين اساس كه در اصل « هما الأوليان » بوده و چنان است كه گفته شده : من هما ؟ پاسخ داده شده : « الأوليان . » الاولين ؛ نيز قرائت شده است ، بر اين اساس كه صفت براى
« الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ »
باشد . و معناى اولويت تقدم آنهاست بر ديگران در شهادت زيرا خويشاوندان ميّت به گواهى دادن سزاوارترند .
اين آيه بر جواز ردّ قسم به مدّعى دلالت دارد .