نوشت و از هر كالايى كه همراهش بود نام برد و آن را در ميان اثاث خود مخفى كرد و به همسفرانش اطلاع نداد . او به آنان سفارش كرد كه اموالش را به خانوادهاش برسانند و از دنيا رفت . آنها پس از مرگ وى متاع او را گشودند و ظرفى را كه از نقره بود برداشتند و بقيه را به ورثه بازگرداندند ، ورثه هنگامى كه متاع را گشودند چشمشان به وصيتنامه افتاد كه صورت تمام اموال در آن ثبت بود و چون ظرف مسروقه را از آن دو نفر مسيحى مطالبه كردند آنها منكر برداشتن آن شدند . سرانجام شكايت خود را نزد پيامبر بردند و اين آيه نازل شد .
منظور از
تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ
؛ اين است كه آنها را بازداشت كنيد تا پس از نماز عصر به هنگام اجتماع مردم سوگند ياد كنند . برخى گفتهاند : مقصود نماز ظهر يا عصر است . و برخى ديگر گفتهاند : منظور پس از نماز اهل ذمه است .
فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ
؛ و در صورتى كه در شهادتشان ترديد و شك داشتيد و وارثان ميت آنان را متهم به خيانت كرده باشند ، به خدا سوگند ياد مىكنند .
جملهء
« إِنِ ارْتَبْتُمْ »
جملهء معترضهاى است كه ميان قسم و مقسم عليه كه همان جملهء لا نشترى به ثمنا است واقع شده ؛ يعنى ما نمىخواهيم با تغيير شهادتمان ، آن را با كالاى قيمتدارى معاوضه كنيم ، بنا بر اين مضاف در هر دو جا حذف شده است ، زيرا معلوم است كه كالا خريدارى مىشود نه خود قيمت .
برخى گفتهاند : ضمير « به » به قسم برمىگردد ؛ يعنى لا نستبدل بالقسم باللَّه عوضا من الدنيا ؛ و منظور اين است كه ما به خاطر مال دنيا به دروغ ، به خدا سوگند ياد نمىكنيم .
وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى
؛ ضمير در « كان » به مقسم له بر مىگردد ، يعنى و اگر چه كسى كه براى او سوگند ياد مىكنيم ، خويشاوند ما باشد . و در شهادت خود از كسى حمايت نمىكنيم و شهادتى را كه خداوند ما را مأمور حفظ آن و ملزم به اداى آن ساخته ، كتمان نمىنماييم .