من الصّيد ، و فجزاء مثل ما قتل بدون تنوين با اضافه جزاء نيز قرائت شده است و در اصل فجزاء مثل ما قتل به نصب « مثل » بوده و معنايش اين است كه او بايد مثل شكارى را كه به قتل رسانده كفاره بدهد . پس مصدر ، به مفعول به اضافه شده است .
مِنَ النَّعَمِ
؛ از شتر و گاو و گوسفند ، شتر را به تنهايى نيز « نعم » گويند و منظور از « مثل » از نظر ائمهء هدى عليهم السّلام همسانى در خلقت است . بنا بر اين كفاره در « شترمرغ » شتر و در « خر وحشى و گاو وحشى » گاو ، و در آهو و خرگوش و مانند اين دو ، گوسفند است .
يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ
؛ يعنى دو نفر داور عادل از ميان فقها ملاحظه مىكنند كه از گاو و گوسفند و شتر كدام يك به شكار شبيهترند ، آن گاه دربارهء آن حكم مىكنند .
امام باقر و امام صادق عليهما السّلام ذو عدل منكم قرائت كردهاند و فرمودهاند مقصود از آن امام عليه السّلام [ معصوم ] است .
هَدْياً
؛ در اعراب اين كلمه چند وجه است :
1 - حال از « جزاء » است ؛ زيرا به وسيلهء صفت ( مثل ) تخصيص خورده و به معرفه شباهت پيدا كرده است .
2 - حال از ضمير در « به » است .
3 - بدل از محل « مثل » است ، هر گاه مجرور خوانده شود .
بالِغَ الْكَعْبَةِ
؛ صفت براى « هديا » است ، يعنى قربانى كه به حرم برسد و در آنجا سر بريده شود . و اصحاب ما گويند : اگر براى عمره محرم بوده و شكار كرده ، حيوان را در مكه [ در مقابل كعبه ] قربانى مىكند ولى اگر براى حج محرم بوده آن را در منى قربانى مىكند .
أَوْ كَفَّارَةٌ
؛ معناى آن أو الواجب عليه كفّارة است ، و أو كفّارة طعام مساكين ؛ بنا بر اضافهء « كفاره » به « طعام » نيز قرائت شده و تقدير آن : أو كفّارة من طعام مساكين است ، چنان كه مىگوييم : خاتم فضّة و معناى آن خاتم من فضّة است .