تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
فيه . . . كه پس از حذف حرف جر [ فى ] ضمير نيز حذف شده است . نكرة بودن « نفس » معنايش اين است كه هيچ كس به جاى ديگرى پاداش و كيفر نمىبيند .
وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ
؛ حكم اين آيه [ كه شفاعت پذيرفته نمىشود ] مخصوص يهود است كه مىگفتند : چون ما فرزندان پيامبران هستيم ، پدرانمان از ما شفاعت خواهند كرد . خداوند با اين آيات آنان را نااميد كرده است [ و گرچه بيان كلّى است ولى مقصود ابطال عقيدهء يهود است نه ردّ شفاعت از ريشه و اساس ] زيرا اصل شفاعت رسول اكرم ( ص ) در بين همه مسلمانان امرى مسلّم و غير قابل انكار است ، و اگر اختلافى وجود دارد در نحوه و چگونگى آن است « 1 » . و اجماع امّت هم حجّت است .
وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
؛ « عدل » در اين آيه به معناى « فديه » است زيرا فديه برابر چيزى است كه به خاطر آن فديه داده شده است بنا بر اين معناى آيه اين مىشود : از آنان نه فديه قبول مىشود و نه يارى مىشوند . اگر سؤال شود چرا « هم » به صورت مذكّر ذكر شده است [ در حالى كه « نفس » مؤنّث است و ضمير راجع به آن نيز بايد مؤنث باشد ] ؟ پاسخ اين است كه ضمير به اعتبار معنا مذكّر آمده است ، يعنى بندگان كافر و مردمان [ در قيامت ] يارى نمىشوند . چنان كه گفته مىشود : « ثلاثة انفس » يعنى سه نفر [ كه در اين جا نيز چون خود « نفس » مقصود نيست عدد مؤنّث آمده است و گرنه مىبايست مذكر باشد ] .
هامش
( 1 ) - ما معتقديم شفاعت آن حضرت در ردّ ضررها و نجات دادن از عذاب است ، نسبت به مسلمانانى كه گناه كرده‌اند ولى نه در آن حدّ و درجه كه از شفاعت محروم شوند . ولى معتزله مىگويند : شفاعت در زياد كردن منافع و پاداش نيكوكاران و توبه كنندگان است نه گناهكاران . و نيز به عقيدهء ما اين شفاعت همانطور كه براى رسول اكرم ( ص ) است ، براى ياران برگزيدهء آن حضرت و ائمهء اطهار ( ع ) و مؤمنين و صلحا نيز مىباشد ، و خداوند به دست آنان بسيارى از گناهكاران را نجات خواهد داد . مؤيد عقيدهء ما روايتى است از رسول اكرم ( ص ) ادخرت شفاعتى لاهل الكبار يعنى من شفاعتم را براى مرتكبان گناهان كبيره ذخيره كرده‌ام ، اين روايت مورد قبول همه ( اهل تشيع و تسنن ) است . - م .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 79 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى