« استوى العود » يعنى ؛ چوب را راست كرد [ ولى در آيه به معناى قصد و اراده است ] ، سپس گفته شده ، استوى اليه كالسهم المرسل يعنى همچون تيرى كه پرتاب مىشود و مستقيما بدون انحراف از مسير به هدف اصابت مىكند ، آن شخص نيز در قصد و ارادهاش مستقيم است . از اين رو در آيهء شريفه كلمهء « استوى » بر سبيل استعاره به معناى « قصد و اراده » است ، بنا بر اين ، معناى آيه اين است كه : « او خدايى است كه پس از خلقت زمين و آنچه در آن هست براى شما ، قبل از آن كه بخواهد چيز ديگرى خلق كند با اراده و مشيّت خود ، قصد آفرينش آسمان را كرد .
منظور از « سماء » - در آيه - سمت بالاست و گويا قرآن گفته است : ثم استوى إلى فوق ؛ يعنى ، سپس قصد آفرينش سمت بالا را كرد .
ضمير در «
فَسَوَّاهُنَّ
» مبهم است و «
سَبْعَ سَماواتٍ
» آن را تفسير و تبيين مىكند مانند گفتهء عرب : ربه رجلا [ كه « رجلا » ضمير در « ربه » را تبيين مىكند ] و گفته شده ضمير به « السماء » باز مىگردد و « الف و لام » در آن براى جنس است ، « سويهن » يعنى خلقت آسمانها را كامل و استوار ساخت .
وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
؛ يعنى : خدا به هر چيزى داناست و چون چنين است ، آسمانها و زمين را به مقتضاى حكمت و دانش خويش و بدون هيچ تفاوتى محكم و پا برجا آفريد .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 30 ]
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ( 30 )
ترجمه
هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت : من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد . فرشتگان گفتند ( پروردگارا ) آيا كسى را در زمين قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند ؟ ما تسبيح و حمد تو را به جا مىآوريم ، پروردگار فرمود : من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد . ( 30 )