تفسير :
پس از آن كه خداى سبحان نعمت آفرينش آسمان و زمين و آنچه را در آنهاست خاطرنشان ساخت به ياد آورى نعمت آفرينش آدم أبو البشر ( ع ) مىپردازد .
« اذ » محلا منصوب است و عامل نصب ، فعل مقدر « اذكر » مىباشد و ممكن است نصب آن به فعل « قالوا » باشد .
« جاعل » از « جعل » دو مفعولى ، و به معناى « مصير » است ، و معناى جمله [
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
] اين است كه : من آدم را در زمين جانشين قرار دادم .
« خليفه » ؛ به معنى جانشين است ، و در اين كه منظور از آن در اين آيه ، جانشينى چه كسى و چه چيزى است احتمالات گوناگونى وجود دارد :
1 ) منظور جانشينى آدم و فرزندانش از فرشتگانى است كه قبلا در زمين ساكن بودند .
2 مقصود مخلوقى است كه جانشين فرشتگان شده است .
3 ) منظور خلافت و نمايندگى خدا در زمين است ، زيرا آدم ( ع ) جانشين خدا در زمين بود . و آن چه از بين اين احتمالات صحيح به نظر مىرسد ، احتمال سوّم است ، « 1 » به دليل آيهء شريفهء
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
؛ « اى داود ما تو را جانشين خود در زمين قرار داديم » ( ص / 26 ) .
قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها
؛ در اين كه چگونه و از چه راهى ملائكه فهميدند آدم و ذريّهاش در زمين فساد مىكنند وجوهى بيان شده است :
1 - ملائكه از طريق لوح محفوظ بر اين امر كه آدم و ذريّهاش در زمين فساد و
هامش
( 1 ) - زيرا سؤالى كه پس از اين فرشتگان مىكنند و مىگويند ، نسل آدم ممكن است مبدأ فساد و خونريزى شود و ما تسبيح و تقديس تو مىكنيم . متناسب با همين معنى است ، چرا كه نمايندگى خدا را زمين با اين كارها سازگار نيست . - م .