تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

تفسير :

« نقض » به معناى فسخ - لغو كردن - است و استعمال آن در باطل كردن عهد و پيمان شايع است ، زيرا عرب « عهد » را بر سبيل استعاره « حبل » - ريسمان - مىنامد ، مانند گفته ، هيثم بن تيهان [ فردى از قبيلهء خزرج ] خطاب به پيامبر اسلام در محل انعقاد پيمان عقبه ثانى : « اى رسول خدا ميان ما و قوم يهود پيمان صلحى وجود دارد كه اينك ما بايد آن را ناديده بگيريم ولى از اين نگرانيم كه روزى تو دست از ما بردارى و به ميان قوم خود ( قريش ) برگردى . در اين كه منظور از « عهد خدا » چيست ؟ اقوالى بيان شده است : 1 - مقصود همان و جدان و شعور فطرى است كه در عقل و انديشهء آنان تمركز دارد و قادرند بر يگانگى خدا به آن استدلال كنند . 2 - منظور « عهد و پيمانى » است كه خداوند در كتاب تورات با يهود بسته است كه پيامبر اسلام را بپذيرند و به او ايمان آوردند و از او پيروى كنند [ ولى آنان با اين كه عهد را دانستند و شناختند به آن عمل نكردند و آن را به بهايى ناچيز فروختند ] . 3 - مقصود پيمانى است كه خداوند از آنان گرفته بود [ همانطور كه در احاديث داستانش بيان شده است ] كه هر گاه پيامبرى را همراه معجزات به سوى آنان مبعوث كرد ، بايد او را تصديق كنند و از وى پيروى نمايند . « 1 » ضمير در « ميثاقه » به « عهد » برمىگردد و مىتوان گفت « ميثاق » به معناى « توثقة » باشد چنان كه « ميعاد » و « ميلاد » به ترتيب به معناى « وعد » و « ولادت » مىآيد ، و مىتوان گفت ضمير به « اللَّه » باز مىگردد ، بنا بر اين معناى آيه اين مىشود كه ؛ فاسقان آنها هستند كه پيمان خدا را پس از آن كه آن را پايدار و محكم ساختند مىشكنند .
هامش
( 1 ) - ولى اين قول ضعيف است زيرا عهد و پيمانى كه به ياد انسان نيست و نمىداند آيا چنين پيمانى واقعا با خدا بسته شده است يا نه ؟ چه سودى خواهد داشت و خداوند چگونه مىتواند بر آن احتجاج كند ؟ ( ترجمه تفسير مجمع البيان ، ج 1 ، ص 109 ) . - م .