يعنى :
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ »
و
« وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا »
است ، با بيان اين كه دستهاى [ كه ايمان دارند ] مىدانند آن مثال حق [ و شايسته ] است ، و گروهى كه كافر شدند از اين حقيقت ناآگاهند و مثال را به تمسخر مىگيرند و از هر دو گروه [ عالم و جاهل ] به كثرت ياد شده است يعنى بسيارى از مؤمنان كه « مثال » را از طرف خدا مىدانند ، هدايت مىيابند و گروه كثيرى از كفّار به وسيلهء آن گمراه مىشوند ، و علم مؤمنان به حقانيّت مثال به موجب هدايتى است كه از آن برخوردار مىباشند ، و جهل كفّار به حسن مورد و شايستگى آن ، ناشى از ضلالت آنهاست .
نسبت دادن اضلال [ گمراه كردن ] به خداى سبحان در اين آيه ، اسناد فعل به سبب است ، زيرا مثالى كه خداوند زده سبب شده است قومى گمراه و قومى ديگر هدايت شوند .
« فسق » : خارج شدن از [ دايرهء ] طاعت خداست .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 27 ]
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 27 )
ترجمه
( فاسقان آنها هستند كه ) پيمان خدا را پس از آن كه محكم ساختند ، مىشكنند ، و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند قطع مىكنند و در جهان فساد مىنمايند ، اينها زيانكارانند . ( 27 )
هامش
در هر صورت تمام مواردى كه در قرآن اضلال به خدا نسبت داده شده ، بازگشت به يكى از اقسام مذكور مىكند و اضلال در موارد فوق غير از اضلالى است كه در قرآن به شيطان يا فرعون ، يا سامرى نسبت داده شده مانند آيات :وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيراً: خلق بسيارى از شما را ( شيطان ) به گمراهى كشيد ( يس / 62 ) ، و يا آيهءوَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ: فرعون خويشان ( و قبيلهاش ) را گمراه كرد ( طه / 79 )وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ: سامرى آنان را گمراه نمود ( طه / 85 ) ، ( ترجمه تفسير مجمع البيان ج 1 ص 5 - 103 ) . - م .