را مىپوشانند به آن « جنّت » گفته مىشود .
اگر آب جارى از بزرگترين نعمتها و لذّتها نبود خداى سبحان « جنات » را با « انهار » - كه از زير درختان آن جارى است - در يك رديف و مانند دو شىء جدايى ناپذير نمىآورد .
نسبت روان شدن به « انهار » . اسناد مجازى است ، نظير گفتهء عرب : بنو فلان يطأهم الطريق يعنى راه با فرزندان فلانى همراهى مىكند ، [ كه در اين مورد نيز مشى و راه رفتن مجازا به خود طريق اسناد داده شده است ] .
« جَنَّاتٍ »
به صورت نكره ذكر شده ، زيرا بهشت محل دريافت پاداش است و داراى باغهاى بسيارى است كه بر حسب مقام و منزلت و شايستگى افراد و گروههايى كه اهل بهشت هستند ، درجهبندى شده است ، ولى « انهار » به صورت معرفه آمده ، زيرا « جنس » آن اراده شده است ، چنان كه گفته مىشود : فلانى را باغى است كه در آن آب جارى ، انگور و انواع ميوهها وجود دارد . و يا اين كه مقصود « انهار » در اين آيهء شريفه است كه
فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ ؛
« بهشت نهرهايى از آب جارى و گوارا وجود دارد » ( محمّد ( ص ) / 15 ) .
«
كُلَّما رُزِقُوا
» دوّمين صفت براى « جنات » ، يا خبر براى مبتداى محذوف است و يا اين كه جمله مستأنقه است و به دليل جملهء و اتوا به متشابها ؛ معناى آيه اين است كه هر زمان ميوهاى از ميوههاى گوناگون درختان اين باغها به آنان داده مىشود مىگويند اين مانند همان ميوههايى است كه پيش از اين [ در دنيا ] نصيب ما شده بود .
اين آيه نظير اين است كه گفته شود : « ابو يوسف ابو حنيفه است » اگر بخواهيم شدّت مشابهت آن دو را بيان كنيم و منظور اين باشد كه گويا ذات آن دو يكى است .
ضمير « به » در « أتوا به » به « مرزوق » [ آنچه روزى آنها شده ] بر مىگردد ، زيرا آنچه در دنيا و آخرت روزى آنها شده است در سياق جملهء هذا
الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ
نهفته است . و مىتوان گفت ضمير در « اتوا به » به « رزق » برمىگردد ، چنان كه « هذا » نيز اشاره به آن است ، بنا بر اين معنى آيه چنين مىشود : هنگامى كه از